اخبار ویژه |
یادداشت

کد خبر: 317772

تاریخ: 1404/11/20

نویسنده: خبرنگار

کپی نشانی خبر
یادداشت

کد خبر: 317772

تاریخ: 1404/11/20

نویسنده: خبرنگار

کپی نشانی خبر
سعید خادمی ، مشاور رئیس و راهبر روابط عمومی و امور بین الملل سازمان بهزیستی کشور:

بازسازی اجتماعی بدون به رسمیت شناختن سوگ ممکن نیست

image_2026-02-08_21-08-33
ایران در سوگ فرو رفته است. خانواده‌هایی داغ عزیزانشان را تحمل می‌کنند و بسیاری دیگر در غم آن‌ها شریک‌اند. آسیب‌دیدگان حوادث اخیر و خانواده‌هایشان با مشکلات عملی و روانی گسترده روبه‌رو هستند؛ فقدان دسترسی به حمایت، بی‌اطمینانی نسبت به آینده و فشارهای اقتصادی و اجتماعی، درد آن‌ها را دوچندان خواهد کرد.

به گزارش اقتصاد ملت؛ کنار این اندوه و مشکلات، اضطرابی عمیق در جامعه جریان دارد؛ اضطرابی که اگر دیده نشود و پاسخ درستی نگیرد، به فشاری انباشته و خطرناک تبدیل می‌شود. کودکان و نوجوانان به دنبال راهی برای بیان درد و ترس خود هستند و بزرگ‌ترها فضایی می‌خواهند برای مدیریت سوگ و بازسازی آرامش.
جامعه‌ای که در سال‌های اخیر با انباشت فشارهای روانی، نگرانی‌های معیشتی، احساس فرسایش امید اجتماعی و تهدیدهای خارجی روبه‌رو بوده، در مواجهه با سوگ‌های جمعی تاب‌آوری کمتری نشان می‌دهد. استمرار دغدغه‌های اقتصادی و اضطراب از آینده، زمینه‌ی تشدید آسیب‌های روانی، خشم انباشته و بی‌اعتمادی اجتماعی را فراهم کرده است. اگر سوگ و درد واقعی آسیب‌دیدگان و خانواده‌های آن‌ها به رسمیت شناخته نشود، ذهنی زخمی و تحریک‌پذیر شکل می‌گیرد که می‌تواند به خشم و تنش اجتماعی منتهی شود.
تجربه‌های بین‌المللی موفق نشان می‌دهد که ایجاد فضای امن و فعالیت‌های متناسب، می‌تواند سوگ و خشم جمعی را به فرصتی برای تاب‌آوری، همدلی و توانمندسازی واقعی تبدیل کند. در ژاپن و کره جنوبی، جلسات گروهی، کارگاه‌ها و مشاوره‌های فردی برای کودکان، نوجوانان و خانواده‌های آسیب‌دیده برگزار شد تا بتوانند درد و اضطراب خود را بیان کنند و مهارت‌های بازسازی محله و مدرسه را بیاموزند. در ترکیه و لبنان، پروژه‌هایی برای خانواده‌های افراد مفقودشده و قربانیان خشونت اجرا شد؛ خانواده‌ها نه فقط گیرنده خدمات، بلکه عضوی فعال از فرآیند بازسازی و تصمیم‌گیری بودند. در برزیل، پس از سیل‌های شدید، گروه‌های محلی با برگزاری کلاس‌های آموزشی، فعالیت‌های فرهنگی و ورزشی، کارگاه و بازی، کودکان و نوجوانان را گرد هم آوردند تا مهارت‌های زندگی و تاب‌آوری را بیاموزند و احساس کنند صدایشان شنیده می‌شود.
یک اصل ثابت در همه این نمونه‌ها، طراحی فعالیت‌ها متناسب با سن، زبان و مطالبات افراد است. حمایت واقعی زمانی موفق است که از دل جامعه شکل گیرد، استقلال فردی حفظ شود و هیچ نقش سیاسی یا امنیتی دخیل نباشد. هدف ساده و انسانی است: تاب‌آوری، همدلی و توانمندسازی واقعی.
در ایران امروز، با سوگ‌های جمعی، فقدان عزیزان و آسیب‌های گسترده، جامعه به همین نوع مداخلات نیاز دارد. تشکل‌ها و گروه‌های محلی می‌توانند با جلسات گروهی کوچک، مشاوره فردی، آموزش تیم‌های محلی و ایجاد شبکه‌های حمایتی، سوگ و خشم جمعی را مدیریت کنند و فرصت بازسازی اجتماعی را فراهم آورند. خانواده‌ها و آسیب‌دیدگان باید بتوانند بدون فشار اجتماعی یا سیاسی، سطح مشارکت و حمایت مورد نظر خود را انتخاب کنند.
کلید موفقیت این مداخلات، شفافیت و تعریف دقیق نقش تشکل‌ها و نهادهای مدنی و محلی است. هرگونه دخالت بیش از حد یا تحمیل خدمات، سوگ و خشم جمعی را به ابزاری برای کنترل تبدیل می‌کند. برعکس، وقتی تشکل‌ها به عنوان حامی و میانجی، نه مدیر عمل کنند، سوگ جمعی به نقطه‌ای برای تاب‌آوری، همدلی و یادگیری جمعی تبدیل می‌شود. وقتی خانواده‌ها و آسیب‌دیدگان احساس کنند صدایشان شنیده می‌شود و حق انتخاب دارند، اعتماد اجتماعی افزایش می‌یابد و جامعه قوی‌تر می‌شود.
سوگ و خشم جمعی فرصتی است برای همدلی، تاب‌آوری و تقویت جامعه، نه ابزاری برای مهار یا جهت‌دهی مردم. نادیده گرفتن سوگ واقعی، خود می‌تواند به خشم انباشته و تنش اجتماعی منجر شود. موفقیت این مداخلات وابسته به احترام به حق انتخاب افراد، شفافیت در ارائه خدمات و توانمندسازی واقعی خانواده‌ها و آسیب‌دیدگان است. هر اقدام جایگزین یا اعمال فشار، اثر عکس دارد و آسیب‌های روانی و اجتماعی را تشدید می‌کند.
حمایت واقعی و مؤثر از سوگ جمعی و کاستن از نگرانی‌های مردمی، همدلی، مشارکت و احترام به حقوق مردم را می‌طلبد. وقتی این اصول رعایت شود، سوگ نه تهدید بلکه فرصتی برای بازسازی و تقویت جامعه است. گروه‌های محلی، تشکل‌ها و سازمان‌های غیرسیاسی و مدنی می‌توانند این فرصت را به واقعیت تبدیل کنند، با ایجاد شبکه‌های حمایتی ملموس، آموزش، مشارکت فعال و مراقبت واقعی از خانواده‌ها و آسیب‌دیدگان. سوگ و خشم مردم، وقتی درست مدیریت شود، به نیرویی برای تاب‌آوری، همبستگی اجتماعی و بازسازی امید تبدیل می‌شود و جامعه را قوی‌تر می‌کند. حتی لحظات دردناک امروز می‌توانند به نقطه‌ای برای یادگیری، رشد اجتماعی و تقویت پیوندهای انسانی تبدیل شوند.

✍️سعید خادمی ، مشاور رئیس و راهبر روابط عمومی و امور بین الملل سازمان بهزیستی کشور

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

تبلیغ
تبلیغ
تبلیغ
تبلیغ
تبلیغ
تبلیغ
تبلیغ
تبلیغ
تبلیغ
تبلیغ
تبلیغ

ایران کانماین؛ حلقه اتصال معدن و توسعه

کشورمان ایران با برخورداری از ذخایر غنی و متنوع معدنی؛ امروزه به عنوان یکی از کشورهای برخوردار از ظرفیت قابل‌توجه برای توسعه بخش معدن و کاهش وابستگی اقتصاد به درآمدهای نفتی محسوب می‌شود.

یادداشتی از دکتر محمدمسعود سمیعی‌نژاد/معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت و رئیس هیأت عامل ایمیدرو

در دنیای امروز، توسعه تنها با سرمایه، فناوری و زیرساخت محقق نمی‌شود؛ بلکه روایت صحیح از ظرفیت‌ها، دستاوردها و فرصت‌ها نیز یکی از ارکان اصلی پیشرفت است. هر اندازه بتوانیم تصویری واقعی، مستند و امیدبخش از توانمندی‌های کشور ارائه کنیم، مسیر توسعه نیز هموارتر خواهد شد.

«تولید»؛ نقطه‌ آغاز بازسازی اقتصاد ایران

اقتصاد ایران امروز در یکی از حساس‌ترین بزنگاه‌های خود ایستاده است؛ نقطه‌ای که دیگر نمی‌توان با نسخه‌های کوتاه‌مدت و تصمیم‌های مقطعی، پیچیدگی‌های انباشته‌ شده را مدیریت کرد.