دلنوشته ای از کارگران شریف شرکت فولاد خوزستان

شروع جنایت به میهن از دبستان بود. جایی که نوگلان فارغ از هرچیز و هرکجا با معلم درس ایران زیبا را تکرار میکردند. سرشان به درس خواندن گرم بود و همهی دلخوشیشان دویدن زنگ تفریح بود و زنگ آخری که بعدش مامان و بابا جلوی مدرسه منتظر آمدشان میمانند. اما اینبار همهچیز فرق داشت و قرار نبود هیچکدام اتفاق بیفتد! وسط کلاس درس، از هزاران کیلومتر آنورتر موشکی مأموریت داشت که مدرسه را هدف قرار بدهد. آنی هرچی بود و هرکس بود، نیست و نابود شد و با پر پر شدن ۱۶۸ نوگل، جنایتی به وسعت جهان رقم خورد.
تعریف جدید فرزندان خمینی از شهید و شهادت

شهید و شهادت واژگانی هستند که در سده اخیر، تعریفی نو از خود به نمایش گذارده و به یادگار نهادهاند، جوامع بشری هم به فراخور خود، نگاهی به آن دوخته، تلاش برای مفهومسازی از آن کرده، به میزان ادراک خود از این خرمن طلایی و نظرکرده خداوند، خوشه معرفت چیده، در آسیاب زندگی چرخ و […]