به گزارش اختصاصی پایگاه خبری «اقتصاد ملت»؛ نشست تخصصی «حکمرانی جهانی و ارزش تجارب آن بر کشورهای در حال توسعه با محوریت امکانسنجی ایجاد سکوی تبادلات سطح عالی در حکمرانی جهانی و مفاهیم توسعه بین چین و ایران» عصر امروز با حضور جمعی از پژوهشگران، کارشناسان اقتصادی و سیاسی و استادان دانشگاه در مؤسسه علوم و فنون تهران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار ما؛ در این نشست سخنرانان از زوایای مختلف به بررسی تجربه توسعه اقتصادی و صنعتی چین، الزامات اصلاحات ساختاری در ایران، نقش اعتماد عمومی در حکمرانی اقتصادی، ضرورت انتقال فناوری، مدیریت مناطق آزاد، مقابله با آلودگی هوا و تحولات قدرت در نظام بینالملل پرداختند.
مجموع دیدگاههای مطرح شده در این نشست بر این نکته تأکید داشت که بهرهگیری از تجربه کشورهای موفق به ویژه چین زمانی میتواند برای اقتصاد ایران اثربخش باشد که از سطح الگوبرداری نظری و طرح شعار فراتر رفته و به سیاستگذاری منسجم، برنامههای اجرایی و همکاریهای پایدار اقتصادی و فناورانه تبدیل شود.
شاهسوندی: تجربه چین نشان میدهد که مهار آلودگی هوا حتی در اقتصادهای بزرگ و صنعتی امکانپذیر است

شاهسوندی استاد دانشگاه با تشریح تجربه چین در مدیریت آلودگی هوا، کاهش غلظت آلایندههای جوی و ذرات معلق را از دستاوردهای مهم سیاستهای زیستمحیطی این کشور دانست و گفت: چین با وجود برخورداری از اقتصادی بزرگ و وابستگی قابلتوجه به منابع انرژی فسیلی به ویژه زغالسنگ؛ طی سالهای اخیر توانسته است اقدامات مؤثری برای کنترل آلودگی هوا انجام دهد.
وی با اشاره به کاهش بیش از ۳۰درصدی غلظت برخی آلایندههای هوا در چین اظهار کرد: این دستاورد حاصل اجرای مجموعهای از سیاستها و برنامههای زیستمحیطی، توسعه فناوریهای کنترل آلایندگی، بهبود فرآیندهای صنعتی و سرمایهگذاری در انرژیهای پاک بوده است.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه توسعه اقتصادی و صنعتی لزوماً نباید به افزایش تخریب محیطزیست منجر شود، افزود: چین در کنار استفاده از منابع فسیلی برای تولید برق، سرمایهگذاری قابلتوجهی در فناوریهای کنترل آلایندگی و زیرساختهای زیستمحیطی انجام داده و تلاش کرده است آثار فعالیتهای گسترده صنعتی خود را کاهش دهد.
شاهسوندی همچنین با اشاره به پیامدهای اجتماعی و اقتصادی کنترل آلودگی هوا تصریح کرد: کاهش آلودگی تنها به بهبود شاخصهای محیطزیستی محدود نمیشود؛ بلکه در کاهش بیماریها، جلوگیری از مرگومیرهای ناشی از آلودگی و ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان نیز تأثیرگذار است.
وی در پایان تأکید کرد: ایران میتواند با بهرهگیری از تجربیات چین در زمینه فناوریهای کنترل آلایندگی، پایش کیفیت هوا و اصلاح فرآیندهای صنعتی، زمینه اجرای برنامههای مؤثرتری برای مقابله با آلودگی هوا را فراهم کند.
فایزی: توسعه اقتصادی بدون اعتماد عمومی و ثبات سیاستگذاری امکانپذیر نیست

دکتر فایزی استاد دانشگاه در بخش دیگری از این نشست، اعتماد متقابل میان مردم و حاکمیت را از مهمترین پیششرطهای توسعه اقتصادی دانست و با اشاره به تجربه ژاپن و چین اظهار کرد: یکی از عوامل مهم در مسیر صنعتی شدن ژاپن، شکلگیری اعتماد میان مردم و دولت بوده است؛ موضوعی که میتواند برای اقتصاد ایران نیز درسآموز باشد.
وی با تأکید بر ضرورت هماهنگی در تمام سطوح حکمرانی افزود: بازسازی اعتماد عمومی زمانی امکانپذیر است که میان مردم و مجموعه نهادها و دستگاههای مؤثر در اداره کشور؛ رابطهای مبتنی بر اعتماد متقابل شکل بگیرد. این هدف نیز بدون انسجام نهادی و هماهنگی میان سیاستها و تصمیمات اجرایی محقق نخواهد شد.
این استاد دانشگاه با اشاره به اهمیت حفظ ارزش پول ملی به عنوان یکی از شاخصهای اعتماد اقتصادی جامعه تصریح کرد: در شرایطی که کشور با تنشها و چالشهای اقتصادی مواجه است؛ حفظ ارزش پول ملی باید به یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری تبدیل شود و جامعه نسبت به آینده اقتصاد کشور احساس امید و اطمینان داشته باشد.
فایزی در ادامه، نظم اقتصادی و ثبات تصمیمگیری را از عوامل مهم موفقیت چین برشمرد و گفت: یکی از تفاوتهای قابلتوجه تجربه این کشور؛ استمرار سیاستها و پرهیز از تصمیمات مقطعی و واکنشی است. تصمیمات لحظهای، تغییرات مکرر در برنامهها و سیاستگذاریهای ناپایدار میتواند مسیر توسعه اقتصادی را با دشواری مواجه کند.
وی با تأکید بر ضرورت پیشبینیپذیری قوانین و مقررات در مناسبات بینالمللی خاطرنشان کرد: سرمایهگذاران و فعالان اقتصادی برای برنامهریزی بلندمدت به اطمینان از استمرار سیاستها نیاز دارند و نبود این اطمینان میتواند بر روند سرمایهگذاری و همکاریهای بینالمللی اثر منفی بگذارد.
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود، تحول چین از یک مرکز بزرگ تولیدی به یکی از بازیگران اصلی فناوریهای پیشرفته جهان را مورد توجه قرار داد و اظهار کرد: چین امروز در حوزههایی همچون هوش مصنوعی، فناوریهای فضایی، خودروهای برقی و انرژی خورشیدی سرمایهگذاریهای گستردهای انجام داده و جایگاه مهمی در زنجیره جهانی فناوری و تولید به دست آورده است.
فایزی در جمعبندی دیدگاههای خود تأکید کرد: تجربه ژاپن و چین نشان میدهد که توسعه اقتصادی محصول مجموعهای از عوامل بههم پیوسته شامل اعتماد عمومی، انسجام در حکمرانی، ثبات تصمیمگیری، برنامهریزی بلندمدت و سرمایهگذاری در فناوری است و توجه همزمان به این مؤلفهها میتواند زمینهساز تقویت اقتصاد ملی و افزایش قدرت رقابتپذیری ایران باشد.
عباسی: چین با مدیریت هوشمند سرمایه و اصلاحات تدریجی به قدرت اقتصادی جهان تبدیل شد

عباسی استاد دانشگاه با تشریح ابعاد مختلف تجربه توسعه اقتصادی چین، جذب سرمایهگذاری خارجی، مدیریت مناطق آزاد و ایجاد تعادل میان سازوکار بازار و برنامهریزی اقتصادی را از مهمترین عوامل جهش صنعتی این کشور دانست.
وی اظهار کرد: چینیها صرفاً به ایجاد مناطق آزاد و تعیین محدودههای جغرافیایی برای فعالیت اقتصادی بسنده نکردند؛ بلکه با طراحی مجموعهای از مشوقها، تسهیلات، تأمین زیرساختها و فراهمکردن امکانات تولید، شرایطی ایجاد کردند که سرمایهگذاران و تولیدکنندگان خارجی حضور در این کشور را از نظر اقتصادی جذاب ارزیابی کنند.
این استاد دانشگاه با اشاره به نقش مناطق آزاد در توسعه همکاریهای اقتصادی بینالمللی افزود: چین توانست از این مناطق به عنوان ابزاری برای معرفی فرصتهای سرمایهگذاری، ارتباط با تولیدکنندگان خارجی و هدایت سرمایه و فناوری به سمت اقتصاد داخلی استفاده کند.
عباسی با اشاره به فعالیت برخی تولیدکنندگان ایرانی در چین تصریح کرد: اینکه یک تولیدکننده ایرانی شرایط فعالیت اقتصادی و صنعتی در کشوری دیگر را مناسبتر از کشور خود ارزیابی میکند؛ باید هشداری جدی برای سیاستگذاران باشد و ضرورت بازنگری در سیاستهای حمایتی، زیرساختی و اقتصادی را یادآوری کند.
وی همچنین مبارزه با فساد و پایبندی به برنامههای اقتصادی را از الزامات توسعه دانست و گفت: مبارزه با فساد صرفاً با تعیین مجازاتهای سنگین محقق نمیشود؛ بلکه به نظام شفاف نظارتی، انضباط اجرایی و پاسخگویی مدیران نیاز دارد.
عباسی در ادامه یکی از ویژگیهای مهم الگوی اقتصادی چین را پرهیز از آزادسازی بیرویه و ایجاد تعادل میان بازار و برنامهریزی دولت عنوان کرد و افزود: چین تلاش کرد منابع خود را بر اساس اولویتهای توسعهای هدایت کند و ظرفیتهای بازار را در کنار برنامهریزی هدفمند دولت به کار بگیرد.
وی با انتقاد از نگاه کمّی به عملکرد تولیدی در ایران تأکید کرد: توسعه صنعتی را نباید صرفاً با تعداد محصولات تولید شده سنجید؛ مسئله اصلی این است که چه میزان دانش فنی، فناوری، توان مهندسی و ظرفیت ساخت تجهیزات در داخل کشور ایجاد شده است.
این استاد دانشگاه همچنین با اشاره به سازوکارهای نظارتی و سامانههای آنلاین دریافت شکایتها و انتقادهای مردمی در چین اظهار کرد: این سامانهها امکان انتقال مطالبات شهروندان و صاحبنظران به دستگاههای مسئول را فراهم میکنند و موضوع پاسخگویی مدیران را در ساختار حکمرانی اقتصادی موردتوجه قرار میدهند.
عباسی با اشاره به محدودیتهای سیاسی چین در حوزه دموکراسی و آزادیهای سیاسی خاطرنشان کرد: در مطالعات تطبیقی باید ضمن توجه به تفاوت ساختارهای سیاسی، سازوکارهای نظارتی، ارزیابی عملکرد مدیران و نحوه اجرای سیاستها نیز بررسی شود.
وی اصلاحات تدریجی را از دیگر ویژگیهای مهم تجربه چین دانست و گفت: این کشور از حدود چهار دهه پیش مسیر اصلاحات اقتصادی را آغاز کرد، اما گشایش اقتصادی را به صورت ناگهانی و بدون محاسبه پیش نبرد. چین تلاش کرد تا با گشایش مرحلهای و کنترل شده، ضمن بهرهمندی از اقتصاد جهانی، توان تولید داخلی خود را نیز تقویت کند.
عباسی در پایان این بخش از سخنان خود بر ضرورت ورود نهادهای مستقل، تشکلهای اقتصادی، اتاقهای بازرگانی و مراکز پژوهشی به مطالعات توسعه چین تأکید کرد و گفت: نباید اجازه داد مطالعات مربوط به تجربه کشورهای موفق صرفاً در سطح شعار و همایش باقی بماند؛ بلکه دستگاههای اجرایی باید از نتایج این پژوهشها در تدوین برنامههای عملیاتی استفاده کنند.
عباسی: خوشههای صنعتی و بنگاههای کوچک میتوانند موتور انتقال فناوری به ایران باشند
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود با تمرکز بر تجربه خوشههای صنعتی چین؛ توانمندسازی بنگاههای کوچک و متوسط را یکی از مسیرهای عملی توسعه صنعتی ایران دانست.
وی با اشاره به روند شکلگیری خوشههای صنعتی در چین از حدود سال ۱۹۹۶ اظهار کرد: در این الگو کسبوکارهای کوچک و تخصصی در قالب مجموعههایی به یکدیگر متصل شدند. بسیاری از این بنگاهها با نیروی انسانی محدود در حدود ۲۰ تا ۷۰ نفر و در برخی موارد حداکثر ۸۰نفر فعالیت میکردند، اما ارتباطات تخصصی میان آنها امکان توسعه ظرفیت تولید و فناوری را فراهم کرد.
عباسی با اشاره به توسعه این الگو در مناطقی مانند شانگهای و حوزههایی همچون تجهیزات فلزی و ماشینآلات صنعتی افزود: بررسی تجربه چین در زمینه تجهیزاتی مانند دستگاههای CNC نشان میدهد که انتقال دانش فنی و توسعه تدریجی توان مهندسی چگونه میتواند یک فعالیت محدود را به تولید صنعتی پیشرفته تبدیل کند.
وی در همین زمینه به تجربه یک فعال اقتصادی ایرانی اشاره کرد و گفت: در سال ۲۰۰۹ یکی از فعالان این حوزه از تهران به چین سفر کرد و با وارد کردن یک دستگاه کوچک CNC دو محوره فعالیت خود را آغاز کرد؛ تجربهای که به تدریج زمینه ساخت دستگاههای پنج محوره CNC باکیفیت در داخل ایران را فراهم کرده است.
این استاد دانشگاه این نمونه را نشانهای از ظرفیت انتقال فناوری از مسیر فعالیت مستقیم بخش خصوصی دانست و تصریح کرد: انتقال فناوری همیشه به توافقهای پیچیده و گسترده میان دولتها نیاز ندارد. گاهی یک کارآفرین با شناخت نیاز بازار، مراجعه به مراکز تخصصی و بهرهگیری از فرصتهای موجود در کشورهای پیشرو میتواند فناوری موردنیاز را وارد چرخه تولید داخلی کند و در ادامه به تولیدکننده فناوری تبدیل شود.
عباسی با تأکید بر نقش اتاقهای بازرگانی ایران و چین خاطرنشان کرد: این اتاقها میتوانند از طریق طراحی برنامههای آموزشی و ایجاد ارتباط مؤثر میان فعالان اقتصادی دو کشور، زمینه حضور هدفمند کسبوکارهای ایرانی در مراکز صنعتی و فناوری چین را فراهم کنند.
وی افزود: چنین برنامههایی باید به صاحبان بنگاهها کمک کند تا نیازهای واقعی خود را شناسایی کنند؛ مراکز تخصصی مناسب را بیابند و برای انتقال دانش فنی و بومیسازی فناوری برنامهریزی داشته باشند.
عباسی در پایان با تأکید بر ضرورت حمایت از شرکتهای کوچک و تخصصی اظهار کرد: توانمندسازی کسبوکارهای کوچک، ایجاد خوشههای صنعتی، آموزش کارآفرینان و تسهیل ارتباط مستقیم با مراکز فناوری جهان میتواند به افزایش اشتغال، بهرهوری، کاهش وابستگی صنعتی و تبدیل دانش به تولید منجر شود.
فرخی: قدرت آینده جهان در گرو صلحسازی و سرمایه تمدنی است؛ نه صرفاً قدرت نظامی

دکتر فرخی کارشناس روابط بینالملل در بخش پایانی این نشست با بررسی تحولات منطقهای و پیامدهای رویکرد نظامی آمریکا در قبال ایران، بر تغییر تدریجی مؤلفههای قدرت در نظام بینالملل تأکید کرد و گفت: قدرت کشورها دیگر صرفاً با ابزار نظامی و اقتصادی سنجیده نمیشود؛ بلکه پیشینه تمدنی، بلوغ فرهنگی، سرمایه اجتماعی و توانایی ایجاد ثبات در مناسبات بینالمللی نیز از مؤلفههای تعیینکننده قدرت هستند.
وی با اشاره به تأثیر سیاستهای دونالد ترامپ بر تصویر بینالمللی آمریکا اظهار کرد: رویکردهای نظامی و تصمیمات یکجانبه دولت آمریکا به ویژه در قبال ایران و تحولات منطقه؛ میتواند به تصویری که این کشور طی سالها از خود به عنوان رهبر نظم جهانی ارائه کرده بود؛ خدشه وارد کند.
این کارشناس روابط بینالملل افزود: در مقابل چنین شرایطی میتواند فرصت مناسبی برای چین فراهم کند تا با تکیه بر قدرت نرم، دیپلماسی و رویکرد صلحمحور؛ جایگاه خود را در معادلات جهانی تقویت کند.
فرخی با تأکید بر تغییر نگاه افکارعمومی جهان به مفهوم قدرت تصریح کرد: امروز بخش مهمی از افکارعمومی جهان به دنبال الگویی از قدرت است که به جای اتکاء به تهدید نظامی و مداخله؛ از مسیر دیپلماسی، سازمانهای بینالمللی و همکاریهای اقتصادی به ایجاد ثبات کمک کند.
وی خاطرنشان کرد: رقابت قدرتهای بزرگ دیگر صرفاً در میدان نظامی و اقتصادی جریان ندارد؛ بلکه اعتبار بینالمللی، قدرت اقناع، اعتماد عمومی و توانایی ارائه الگوی مطلوب حکمرانی نیز به بخش مهمی از رقابت جهانی تبدیل شده است.
این کارشناس روابط بینالملل با اشاره به جایگاه تمدنی ایران و چین اظهار کرد: کشورهایی که از پشتوانه تاریخی و تمدنی عمیق برخوردارند؛ ظرفیت بیشتری برای شکلدهی به رویکردهای بلندمدت در سیاست خارجی دارند. احترام به تنوع تمدنی، ترجیح ثبات بر توسعهطلبی و پرهیز از تصمیمات شتابزده میتواند از ویژگیهای چنین الگوهایی باشد.
فرخی همچنین با اشاره به ظرفیتهای فرهنگی و راهبردی ایران گفت: ایران به عنوان کشوری برخوردار از پیشینه تمدنی و سرمایه فرهنگی قابل توجه؛ میتواند در کنار مؤلفههای قدرت سخت، از قدرت نرم خود برای تقویت جایگاه بینالمللی بهره ببرد.
وی در ادامه تحولات منطقهای و شرایط پس از جنگ را زمینهای برای بازنگری در ارزیابی چین از ظرفیتها و اهمیت راهبردی ایران دانست و افزود: این تحولات میتواند زمینههای تازهای برای توسعه همکاریهای دو کشور در حوزههای اقتصادی، زیرساختی، فرهنگی و تعاملات منطقهای و بینالمللی ایجاد کند.
فرخی در پایان تأکید کرد: سرمایه تمدنی و قدرت نرم ایران در صورت تبدیل شدن به سیاستهای عملی و همکاریهای مؤثر بینالمللی؛ میتواند نقش مهمی در ارتقاء جایگاه کشور ایفا کند. در نظم جهانی آینده توانایی کشورها در ایجاد اعتماد، حفظ ثبات و شکلدهی به همکاریهای پایدار از مهمترین منابع قدرت خواهد بود.
ضرورت عبور از الگوهای شعاری به همکاریهای عملی ایران و چین
آنچه از مجموع مباحث مطرح شده در این نشست بر میآید؛ این است که تجربه توسعه چین را نمیتوان صرفاً به رشد اقتصادی، افزایش صادرات یا گسترش ظرفیت تولید محدود کرد. این تجربه حاصل مجموعهای از سیاستهای مرتبط در حوزه حکمرانی، ثبات اقتصادی، جذب سرمایه، توسعه فناوری، اصلاحات تدریجی، توانمندسازی بنگاههای کوچک و حضور مؤثر در زنجیرههای ارزش جهانی است.
از سوی دیگر دیدگاههای مطرح شده نشان میدهد که همکاری ایران و چین نیز برای دستیابی به نتایج ملموس؛ نیازمند عبور از سطح تعاملات رسمی و تفاهمهای کلی و حرکت به سمت ارتباطات مستمر میان دانشگاهها، مراکز پژوهشی، بخش خصوصی، اتاقهای بازرگانی و نهادهای تخصصی است.
در چنین چارچوبی ایده ایجاد سکوی تبادلات سطح عالی در حکمرانی جهانی و مفاهیم توسعه میان ایران و چین میتواند بستری برای تجمیع ظرفیتهای علمی و اجرایی، تبادل تجربههای سیاستگذاری و طراحی راهکارهای متناسب با شرایط اقتصادی و اجتماعی دو کشور باشد؛ بستری که اثربخشی آن در نهایت نه با تعداد نشستها و تفاهمنامهها؛ بلکه با میزان تأثیرگذاری بر تصمیمات اقتصادی، انتقال فناوری، توسعه صنعتی و ارتقاء جایگاه ایران در مناسبات بینالمللی سنجیده خواهد شد.
معصومه صالحی


















