این تفاوتها، هم یک چالش و هم فرصتی بزرگ برای بریکس ایجاد میکنند: چگونه میتوان این ظرفیتهای متنوع و متفاوت را در قالب یک شبکه همکاری معدنی به یکدیگر پیوند داد؟ اینجاست که جمهوری اسلامی ایران میتواند ابتکار عمل را به دست گیرد و پیشنهاد کاربردی مهمی را مطرح کند: فعالسازی و عملیاتیکردن همکاری بریکس در حوزه مواد معدنی حیاتی و حرکت به سوی شکلگیری چارچوبی برای همکاری در این زمینه با عنوان پیشنهادی BRICS-CMCF) Critical Minerals Cooperation Framework).
نقطه قوت این پیشنهاد باید در استفاده از ظرفیتهای موجود و تبدیل آنها به پروژههای واقعی باشد. بریکس برای همکاریهای صنعتی، فناوری و اقتصادی، بسترهای متعددی ایجاد کرده است. مساله اکنون پیوند دادن این بسترها با یک دستورکار مشخص معدنی و رساندن آن به سطح پروژه است؛ پروژهای که بتواند به صورت همزمان از ظرفیت چند عضو بریکس استفاده کند؛ برای مثال از معدن و زیرساخت ایران، فناوری چین، سرمایه و بازار هند، تجهیزات و توان مهندسی روسیه و ظرفیت فرآوری یا مصرف دیگر اعضاء. چین در سال ۲۰۲۷ ریاست بریکس را بر عهده خواهد گرفت. چند ماه پیش از اجلاس دهلینو نیز وزیر خارجه چین بر تقویت همکاری اعضاء بریکس در زمینه منابع معدنی راهبردی تاکید کرده بود. بنابراین فرصت زمانی مناسبی برای تبدیل این ایده به یک دستور کار عملی فراهم شده است.
بریکس در موقعیتی قرار گرفته است که میتواند بخشی از این معماری جدید اقتصاد جهانی را شکل دهد. کشورهای عضو، مجموعهای کمنظیر از منابع معدنی، بازار، فناوری، سرمایه، ظرفیت صنعتی و زیرساخت را در اختیار دارند. آنچه هنوز متناسب با ظرفیت این منابع توسعه نیافته، اتصال موثر این اجزا به یکدیگر است. ایران میتواند پیشنهاد کند که این اتصال از حوزه مواد معدنی حیاتی آغاز شود. اگر بریکس بتواند ذخایر، فناوری، سرمایه و بازار اعضاء خود را در قالب پروژههای مشترک به یکدیگر پیوند دهد؛ اتفاق مهمی رخ خواهد داد: معدن از یک بخش اقتصادی، به ابزاری برای اتصال اقتصادهای بریکس تبدیل میشود. شاید این همان ابتکاری باشد که ایران میتواند در سال آینده روی میز بگذارد.
سیدعباس حسینی
عضو هیاتعامل ایمیدرو



















