به گزارش پایگاه خبری «اقتصاد ملت»؛ فیضآبادی مدیر مرکز رتبهبندی شرکتهای برتر در نشست بیستونهمین سال رتبهبندی شرکتهای برتر ایران (IMI-100) گفت: تفاوت اساسی رویکرد امروز در رتبهبندی با یک فهرستبندی ساده، در نحوه استفاده و تفسیر دادههاست. در این رویکرد، اعداد و اطلاعات مالی شرکتها صرفاً برای تعیین جایگاه بنگاهها مورد استفاده قرار نمیگیرند؛ بلکه تلاش میشود از دل این دادهها، تصویری روشنتر از عملکرد، روندهای رشد و جهتگیریهای مدیریتی شرکتها به دست آید.
وی با اشاره به شاخصهای مورد بررسی در نظام رتبهبندی IMI100 اظهار کرد: ارزیابی شرکتها تنها بر مبنای درآمد و سود انجام نمیشود و مجموعهای از شاخصهای عملکردی و مالی از جمله رشد فروش، فروش سرانه، ارزشافزوده ایجاد شده، رشد داراییها، رشد اشتغال، بهرهوری، بازده فروش، بازده دارایی، بازده حقوق صاحبان سهام، گردش داراییها، نقدینگی، صادرات، رشد صادرات، صادرات سرانه و سهم صادرات از فروش موردتوجه قرار میگیرد.
فیضآبادی افزود: هر یک از این شاخصها میتواند بخشی از واقعیت عملکرد یک بنگاه را آشکار کند. برای مثال رشد فروش میتواند نشانهای از توسعه بازار و افزایش قدرت رقابتی شرکت باشد؛ رشد داراییها ممکن است از سیاستهای سرمایهگذاری و توسعه ظرفیتهای بنگاه حکایت داشته باشد و رشد صادرات نیز میتواند میزان موفقیت شرکت در حضور و رقابت در بازارهای بینالمللی را نشان دهد.
رتبه مهم است، اما «چرایی» رتبه مهمتر است
به گفته فیضآبادی ارزش واقعی رتبهبندی زمانی مشخص میشود که مدیران بتوانند فراتر از یک عدد یا جایگاه؛ دلایل تغییرات عملکردی شرکت خود را شناسایی کنند.
وی تأکید کرد: مسئله فقط این نیست که یک شرکت در یک سال چه رتبهای به دست آورده است؛ پرسش مهمتر این است که چرا جایگاه شرکت تغییر کرده است، این تغییر ناشی از کدام شاخصها بوده و چه پیامی درباره عملکرد، تصمیمها و استراتژیهای بنگاه دارد؟
بر این اساس، رتبهبندی میتواند به ابزاری برای مقایسه عملکرد شرکتها و شناسایی نقاط قوت و ضعف آنها تبدیل شود؛ ابزاری که به مدیران اجازه میدهد عملکرد خود را نه در یک فضای مستقل؛ بلکه در مقایسه با سایر بازیگران صنعت و رقبای خود ارزیابی کنند.
رتبهبندی زمانی ارزشمند است که به تصمیم منجر شود
فیضآبادی با اشاره به کاربرد مدیریتی نتایج رتبهبندی گفت: مدیران باید بتوانند با استفاده از این اطلاعات به پرسشهای مشخصی پاسخ دهند؛ اینکه امروز در چه جایگاهی قرار دارند، رقبایشان چه وضعیتی دارند، در کدام شاخصها عملکرد مطلوبتری دارند و در چه حوزههایی نیازمند اصلاح و بهبود هستند.
از نگاه وی گزارشهای تخصصی مرکز رتبهبندی نباید صرفاً ابزاری برای اعلام جایگاه شرکتها باشند؛ بلکه باید تصویری مقایسهای، تحلیلی و قابل استفاده برای مدیران ارائه کنند.
وی افزود: اگر رتبهبندی بتواند به مدیر نشان دهد که موقعیت شرکتش در چه شاخصهایی تقویت یا تضعیف شده و این تغییرات چه معنایی دارد؛ آن زمان رتبهبندی از یک گزارش آماری فراتر میرود و به ابزاری برای تصمیمسازی تبدیل میشود.
از عددهای مالی تا شناخت استراتژی بنگاه
فیضآبادی در ادامه، ارقام مالی را بخشی از روایت عملکرد و استراتژی شرکتها دانست و تأکید کرد که صورتهای مالی را میتوان از منظر مدیریتی نیز تحلیل کرد.
به گفته وی پشت هر تغییر در شاخصهای مالی میتواند مجموعهای از تصمیمهای مدیریتی قرار داشته باشد؛ از سیاستهای توسعه بازار و سرمایهگذاری گرفته تا افزایش بهرهوری، توسعه صادرات، مدیریت منابع و استفاده مؤثرتر از داراییها.
بر همین اساس، تحلیل روند شاخصها میتواند تصویری عمیقتر از وضعیت بنگاه ارائه کند؛ تصویری که به جای تمرکز صرف بر «چه کسی رتبه بالاتری دارد»؛ به این پرسش پاسخ میدهد که «چه عواملی باعث این جایگاه شده است».
در مجموع رویکرد مورد تأکید فیضآبادی را میتوان تلاشی برای تغییر نگاه به رتبهبندی دانست؛ از یک فهرست که صرفاً جایگاه شرکتها را اعلام میکند، به یک نظام تحلیلی که بتواند از دادههای اقتصادی و مالی، اطلاعات قابل اتکاء و از این اطلاعات، بینش مدیریتی استخراج کند.
به گفته فیضآبادی نقطه نهایی این مسیر، خود رتبه نیست؛ بلکه تصمیمی است که مدیر یا سیاستگذار میتواند بر مبنای تحلیل این دادهها اتخاذ کند. از این منظر، ارزش واقعی IMI100 زمانی نمایان میشود که خروجی رتبهبندی بتواند به شرکتها در شناخت بهتر موقعیت خود، مقایسه با رقبا، شناسایی نقاط قابل بهبود و ترسیم مسیر آینده کمک کند.
در این نگاه، رتبهبندی پایان کار نیست؛ بلکه نقطه آغاز تحلیل و تصمیمسازی است.
معصومه صالحی



















