اگرچه برخی شاخصها نشانههایی از ثبات را حکایت میکنند، اما در کل نشانههای شکنندگی بسیار بیشتر است.
شاخصهای کلان اقتصادی: نوسان در میان بحران
یکی از مهمترین شاخصهایی که وضعیت اقتصادی کشور را نشان میدهد؛ تورم است. تا مرداد ۱۴۰۴ تورم نقطهبهنقطه به حدود ۳۳.۱درصد رسیده است. همچنین تورم ماهانه در مرداد حدود ۲.۴درصد گزارش شده که نشانهای از ادامه فشارهای قیمتی حتی در کوتاهمدت است.
نرخ بیکاری در تابستان ۱۴۰۴ تقریباً ۷درصد برآورد شده که نسبت به مدت مشابه سال قبل اندکی کاهش یافته است. این کاهش جزئی اگرچه مثبت است، اما در شرایط تورمی و فشار اقتصادی گسترده چندان تسکیندهنده نیست.
در خصوص نرخ مشارکت اقتصادی نیز دادههایی منتشر شده که در بهار این شاخص ۴۱.۳درصد بوده است. البته این عدد در تابستان ممکن است تغییراتی داشته باشد، اما همچنان نشاندهنده وضعیتی نسبتاً باثبات است.
در زمینه رشد اقتصادی هم گزارشها حاکی از آن است که بخش غیرنفتی در بهار ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل ۳درصد رشد داشته، اما بخش نفتی به دلیل محدودیتها و تحریمها با مضیقههایی مواجه بوده است که مانع تسریع رشد کلی بودهاند.
مشکلات ساختاری و تأثیر عوامل بیرونی
یکی از چالشهای برجسته در تابستان ۱۴۰۴؛ نگرانی در خصوص ادامه جنگ 12روزه و اثرات آن بر وضعیت اقتصاد و همچنین محدودیتهای انرژی و به خصوص برق است. خاموشیها و قطعی برقهای مکرر موجب اختلال در تولید صنایع میشوند و از سوی دیگر هزینه تولید را بالا میبرند.
همزمان تحریمها و محدودیتهای بینالمللی نیز بر بخش نفت و صادرات تاثیر قابلتوجهی گذاشته است. کاهش درآمدهای نفتی، محدودیت دسترسی به بازارهای جهانی و دشواری در جذب سرمایههای خارجی از جمله عواملی هستند که توان دولت و بخش خصوصی را برای مانور اقتصادی کاهش دادهاند.
در عرصه سیاستگذاری نیز ناترازی بودجه، فشار بر بدهیها و کسری منابع مالی از مشکلات همیشگی دولت محسوب میشود که در تابستان امسال نیز این مساله شدت یافته و موجب کاهش سرمایهگذاری عمومی و تخصیص ناکافی به زیرساختها شده است.
اما با وجود همه این دشواریها، نمیتوان از تأثیرات مثبت احتمالی غافل شد و نشانههایی از پایداری دیده میشود. به طور مثال بخشهای غیرنفتی اقتصاد به ویژه در حوزه خدمات و فناوریهای نو، رشد ملایمی را تجربه کردهاند.
از سوی دیگر برخی بنگاههای تولیدی نیز با تکیه بر بازار داخلی و صرفهجویی در مصرف انرژی؛ توانستهاند در برابر طوفان اقتصادی تابستان دوام بیاورند. این بخشها اگرچه کوچکاند، اما میتوانند نشانهای از ظرفیتهای پنهان درون اقتصاد ایران باشند؛ ظرفیتهایی که در صورت وجود سیاستهای پایدار، میتوانند موتور حرکت کشور در سالهای آینده شوند.
بیشک مهمترین کلید عبور از بحرانها، اصلاحات ساختاری و مدیریت بهتر منابع است؛ از اصلاح نظام مالیاتی گرفته تا تقویت شفافیت، مبارزه با فساد و بازنگری در سیاستهای رفاهی.
و کلام آخر اینکه به نظر میرسد برای خروج از این وضعیت به سیاستهای مستمر، اصلاح ساختارها، افزایش بهرهوری و ثبات بیشتر در بازارها نیاز است.
معصومه صالحی


















