به گزارش اقتصاد ملت؛ با این حال، این ساختارهای جذاب که مرز میان بیمه و مدیریت دارایی را کمرنگ کردهاند، موجی از سختگیرانهترین نظارتهای تاریخی را در کانونهای مالی جهان از ایالات متحده و انگلستان تا برمودا، ژاپن و هنگکنگ برانگیختهاند. آیا این قراردادها واقعاً ریسک را منتقل میکنند یا صرفاً صورتهای مالی را آرایش میدهند؟
در این مقاله جامع، با واکاوی آخرین تحولات مقرراتی، تفاوت رویکرد ناظران بینالمللی و پیامدهای راهبردی این ساختارها، خواهید آموخت که چگونه در فضایی از تشدید نظارتها و ریسکهای پنهانِ بازپسگیریو نکول طرف مقابل، میتوان میان نوآوری مالی، اصالت انتقال ریسکو انضباط سختگیرانه بیمسنجی، تعادل برقرار کرد؛ راهنمایی ضروری برای مدیران، بیمسنجها که میخواهند از تلاطمهای نظارتی گام به جلو بگذارند.
منبع: دفتر پایگاه خبری تازههای بیمه ایران و جهان
نویسندگان:
1. دیوید وانگ (David Wang)، عضو انجمن اکچوئریهای آمریکا (FSA)، عضو مؤسسه اکچوئریها (FIA)، عضو آکادمی اکچوئریهای آمریکا (MAAA)
2. جولیان من (Julian Man)، عضو انجمن اکچوئریهای آمریکا (FSA)، عضو انجمن اکچوئریهای هنگکنگ (FASHK)
3. تاکانوری هوشینو (Takanori Hoshino)، عضو مؤسسه اکچوئریهای ژاپن (FIAJ)، عضو انجمن اکچوئریهای آمریکا (FSA)، دارنده گواهینامه تحلیلگر ارشد ریسک سازمانی (CERA)، تحلیلگر مالی رسمی (CMA)
4. رابرت باگ (Robert Bugg)، عضو مؤسسه اکچوئریها (FIA)
5. دایسوکه سکی (Daisuke Seki)، عضو مؤسسه اکچوئریهای ژاپن (FIAJ)، تحلیلگر رسمی مالی (CFA)
6. برایان لیو (Bryan Liu)، عضو انجمن اکچوئریهای آمریکا (FSA)، عضو مؤسسه اکچوئریهای کانادا (FCIA)
مقدمه
بیمه اتکایی غیرسنتی، بهویژه بیمه اتکایی داراییمحور (AIR) یا اتکایی تأمین مالیشده، این روزها در کانون توجه نهادهای ناظر بیمهای قرار گرفته است. نهادهای ناظر در پنج حوزه قضایی کلیدی شامل ایالات متحده، انگلستان، برمودا، ژاپن و هنگکنگ، با مجموعه دغدغههای مشترکی مواجه هستند: آیا این قراردادها واقعاً منجر به انتقال واقعی ریسکمیشوند؟ آیا کاهش بار سرمایه ناشی از اتکایی با ریسکهای بنیادین پرتفو، سنخیت دارد؟ آیا وثیقهها و داراییهایِ پشتیبان تعهدات در شرایط بحرانی همچنان قابلاتکا باقی میمانند؟ و در نهایت، آیا شرکتهای واگذارنده آمادگی لازم برای مواجهه با تضعیف جایگاهِ طرف مقابل (تضعیف اعتباری بیمهگر اتکایی) یا بازپسگیری اجباریپرتفوی اتکایی دارند یا خیر؟
با این حال، رویکرد نظارتی این پنج حوزه یکسان نیستند. برمودا بهعنوان یکی از مراکز بینالمللی اتکایی، تمرکز اصلی خود را بر نظارت مستقیم بر نهادهای اتکاییمعطوف کرده است؛ درحالیکه در چهار حوزه قضایی دیگر، کانون نظارت بیش از هر چیز بر خودِ شرکتهای واگذارنده در زمان انعقاد این معاملات متمرکز است:
-
ایالات متحده در گام نخست، ارزیابیِ خود را از دریچه «کفایت ذخایر فنی» آغاز کرد و هماکنون در پی آن است که ریسک بازپسگیری را بهصورت مستقیم در چارچوب «سرمایه مبتنی بر ریسک» (RBC) لحاظ کند.
-
در انگلستان، تمرکز ناظر بر کالیبراسیون سرمایه و اصلاح سازوکارهای انگیزشیِ وضعشده در مقررات فعلی است. بر اساس پیشنویس مشورتی مرجع نظارت احتیاطی (PRA) ذیلِ سند شماره CP8/26 درباره بیمه اتکایی با تأمین مالی دارایی، منافع سرمایهای فعلی حاصل از این ساختارها بهشدت کاهش خواهد یافت.
-
برمودا به چالشهای ناشی از بیمه اتکایی داراییمحور، از طریق اصلاحات مستمر مقرراتی پاسخ داده است تا چارچوبی پایدارتر برای این ساختارها پیریزی کند.
-
ژاپن در حال گذر از تعریف حقوقی و محدود «بیمه اتکایی مالی» بهسوی چارچوب نظارتی جامعتری برای معاملات مبتنی بر دارایی است؛ چارچوبی که بر اصالت انتقال ریسک، نقدشوندگی و اعتبار وثیقهها، آزمونهای فشار مرتبط با بازپسگیری و نظام راهبری شرکتی تکیه دارد. اصلاحیه نظارتی ژوئیه ۲۰۲۶ آژانس خدمات مالی ژاپن (FSA)گامی کلیدی در همین راستا محسوب میشود.
-
مرجع نظارت بر بیمه هنگکنگ (HKIA) نیز در آخرین پیشنهادهای خود، الزام به اخذ مجوز برای برخی معاملات اتکایی داراییمحور و اتکایی محدود را مطرح کرده است و همزمان خواهان تقویت حاکمیت شرکتی در بخش مدیریت وثیقهها، راهبردهای سرمایهگذاری، برنامهریزی برای بازپسگیری و اعتبارسنجی طرف مقابل شده است.
در یک جمعبندی، نهادهای ناظر بینالمللی همگی بهسوی استانداردهای سختگیرانهتری برای معاملات اتکایی غیرسنتی همگرا میشوند. تفاوتها نه در ماهیت دغدغهها، بلکه در نحوه مداخله آنهاست: ایالات متحده از مسیر سازوکارهای فنی ذخیرهگیری و سرمایه مبتنی بر ریسک وارد میشود؛ انگلستان از راه بازتنظیم محاسبات سرمایهای و اصلاح مشوقهای ساختاری؛ برمودا با تصویب مستقیم معاملات و نظارت مستمر؛ و در نهایت ژاپن و هنگکنگ از طریق انضباطبخشی به حاکمیت شرکتی و سنجش اصالت انتقال ریسک.
چرایی قرارگیری معاملات اتکایی داراییمحور و اتکایی محدود زیر ذرهبین ناظران
توجه مضاعف ناظران به این ساختارها بازتابی از تحولات ساختاری در بازار بیمههای زندگی است. امروزه بیمهگران با تعهدات بلندمدتی روبهرو هستند که زیر فشار سنگین الزامات سرمایهای، رشد تقاضای مستمری و بازنشستگی، ورود صندوقهای سرمایهگذاری خصوصی و تمایل روزافزون به بهرهگیری از داراییهای جایگزین شکل گرفتهاند. بر اساس گزارش اخیر مرجع پولی برمودا (BMA) در زمینه بیمه اتکایی داراییمحور رشد این نوع اتکایی همگام با گسترش کلی محصولات پساندازی و بازنشستگی در جهان بوده است.
در این میان، واگذاری اتکایی لزوماً ریسکهای واگذارنده را از بین نمیبرد، بلکه نمایه ریسک شرکت را دگرگون میسازد. همانطور که در یادداشت رسمی انجمن ملی ناظران بیمه ایالات متحده (NAIC) تشریح شده است، در واگذاری تعهدات بیمه عمر و مستمری، ریسکهای مربوط به نرخگذاری، ذخیرهگیری و نوسانات بازار به بیمهگر اتکایی منتقل میشود، اما در ازای آن، «ریسک اعتباری» (ریسک نکول طرف قرارداد)و «ریسک بازپسگیری ناخواسته پرتفو»، جانشین آنها میگردد. این موضوع بهویژه زمانی مخاطرهآمیز است که بلوکهای حجیم بیمهنامههای جاری به حوزههای قضایی غیرمتقابل واگذار شده باشند و در صورت بازگشت اجباری آنها به ترازنامه واگذارنده، فشار سرمایهای سنگینی بر شرکت تحمیل شود.
مذاکرات و چالشهای اخیر انگلستان درباره اتکایی با تأمین مالی دارایی نیز از همین نگرانی نشأت میگیرد. پرسش بنیادین مرجع نظارت احتیاطی انگلستان این است: آیا مقررات فعلی تخفیف سرمایهای نامتناسبی را در مقایسه با زمانی که خودِ بیمهگر داراییهای مشابه را مستقیماً در ترازنامه نگهداری میکند، ارائه نمیدهد؟ به بیانی روشنتر، مسئله ناظر این نیست که آیا باید بساط چنین اتکاییهایی برچیده شود یا خیر، بلکه بحث بر سر این است که مبادا ساختار کنونی، ریسکهای مترتب بر این معاملات را کمتر از حد واقعی، قیمتگذاری کرده باشد.
رهنمودهای نظارتی اخیر در ژاپن نیز مسیر مشابهی را میپیماید. آژانس خدمات مالی این کشور اشاره میکند که قراردادهای اتکایی داراییمحور، ماهیتاً بلندمدت و بسیار سنگین هستند و همزمان در معرض ریسکهای اعتباری طرف مقابل و ریسک تمرکز قرار دارند؛ علاوه بر اینکه شروط این پیمانها روزبهروز پیچیدهتر شده و تبعات ناشی از افت اعتبار بیمهگر اتکایی یا بازپسگیری اجباری آن میتواند ضربات شدیدی به همراه داشته باشد.
همراستا با ژاپن، مرجع نظارت بر بیمه هنگکنگ نیز نسبت به توسعه فزاینده این روش در بازار خود هشدار داده است و بر ضرورت تقویت حاکمیت شرکتی و ارزیابی موشکافانه طرف مقابل تأکید ورزیده است. اگرچه در پیشنهاد جدید، برخی معاملات منوط به تاییدیه پیشینی ناظر خواهند بود، اما در متن پیشنهادی تصریح شده که مسئولیت نهایی درک ماهیت ریسکهای نهفته در این ساختارها، اولاً و بالذات بر عهده خودِ شرکتهای بیمه است.
در خصوص بیمه اتکایی محدود نیز باید گفت اگرچه در گذشته و ذیل نظامهای سرمایهای مشابهِ توانگری یک از این شیوه برای نقد کردن و شناسایی زودهنگام ارزش آتی پرتفوی جاری در هنگکنگ استفاده میشد، اما تحت نظامهای سرمایه مبتنی بر ریسک، جایگاه بسیار محدودتری یافته است. در ادبیات این بازار، اتکایی محدود عمدتاً به ساختارهایی اطلاق میشود که در آنها سقف انتقال ریسک به شرکت اتکایی کاملاً محدود و مسدود است؛ به این معنا که قرارداد بیش از آنکه کارکرد واقعی انتقال ریسک داشته باشد، نقش یک ابزار تأمین مالی یا مدیریت صوری سرمایه را ایفا میکند. همین امر دلیل تمرکز موکد ناظران بر لزوم انتقال اقتصادی و واقعی ریسک است تا اطمینان حاصل شود معامله صرفاً دستکاری حسابداری، ابزار نقدینگی مقطعی یا راهکاری صوری برای رفع کسری سرمایه نباشد.
با توجه به حجم چشمگیر و رواج فزاینده معاملات اتکایی داراییمحور، امروزه نقطه ثقل نظارتها بر این بخش است و گزارش حاضر نیز به همین موضوع میپردازد.
ساختارهای کلیدی و کاربردهای بازاری بیمه اتکایی داراییمحور
ایالات متحده
در ایالات متحده، این نوع اتکایی به بخشی جداییناپذیر از بازار بیمههای عمر و مستمری بدل شده است. این ساختارها ممکن است بهصورت داخلی (درون ایالتها یا بین ایالتهای مختلف آمریکا) یا بهصورت برونمرزی (غالباً در برمودا) منعقد شوند. هدف تجاری عمده این است که جریانهای نقدی تعهدات و الزامات ذخیرهگیری متناظر با آنها بهگونهای واگذار شوند که نوسانات سود و ترازنامه مهار شده، ریسکهای ساختاری مدیریت شوند و دسترسی به بازدهی ناشی از تخصص مدیران دارایی ویژه فراهم آید. واگذاری سبد بیمهنامههای موجود را عموماً «معاملات بلوکی»و واگذاریهای مستمر و دورهایِ پرتفوی نوبیمهگری را «معاملات جریانی» مینامند؛ هر دو الگو در بازار ایالات متحده بسیار رایج هستند.
رشد این شیوه اتکایی با افزایش تعهدات بلندمدت همزمان بوده است؛ تعهداتی که شاخصهای ریسک آنها بهشدت تحت تأثیر بازده سبد دارایی، رفتار بیمهگزاران (مانند بازخرید زودهنگام) و تکانههای نرخ بهره قرار دارد. در چنین فضایی، بیمه اتکایی به اهرمی کارآمد برای کنترل فشار سرمایهای و مهار عدم تطابق دارایی-بدهی (ALM) بدل شده است.
از حیث ساختاری، بازار آمریکا چند الگوی نامآشنا دارد:
-
بیمه اتکایی مشترک خالص: که در آن داراییهای پشتیبان تعهدات عملاً به بیمهگر اتکایی منتقل میشود.
-
بیمه اتکایی مشترک تعدیلشده (Mod-co): که در آن، داراییها در ترازنامه واگذارنده باقی میماند، اما منافع و ریسکهای اقتصادی آن به موجب قرارداد بازتوزیع میشود.
-
ساختارهای وجوه مسدودشده: که در آن نیز مالکیت داراییها نزد واگذارنده حفظ میشود ولی منافع آن به شرکت اتکایی تخصیص مییابد.
-
ساختارهای وثیقهای و مبتنی بر صندوق: که از وثیقه برای پوشش تعهدات استفاده میکنند.
با اینکه شکل حقوقی این معاملات تفاوت دارد، منطق تجاری آنها یکسان است: کاهش فشار ذخیرهگیری و سرمایهای و توزیع مجدد ریسک بدون آسیب به توان ایفای تعهدات در برابر بیمهگزاران. با این وجود، این تمایزهای ساختاری از منظر بیمسنجی و مقرراتی تعیینکننده هستند؛ زیرا مستقیماً بر حق کنترل داراییها، سازوکار انتساب اعتبار ذخایر، میزان تعهدات در معرض نکول طرف مقابل و ارزیابی وضعیت پس از واگذاری اثر میگذارند.
برمودا
برمودا، برجستهترین حوزه قضایی در عرصه اتکایی بینالمللی است؛ جایگاهی که مرهون زیرساختهای حقوقی جاافتاده، دسترسی به نهادهای بزرگ مالی و دانش مدیریت دارایی و نظام نظارتی متناسب با معاملات پیچیده فرامرزی است. بیمهگران اتکایی برمودا نقشی کلیدی در معاملات مبتنی بر دارایی دارند؛ حوزهای که پشتیبانی سرمایهای، تطبیق دارایی-بدهی و اصالت انتقال ریسک شروط لاینفک آن به شمار میروند.
مشخصه ممتاز بازار برمودا، اقبال فراوان به ساختارهای مبتنی بر وثیقه، بهویژه الگوهای وجوه مسدودشده و اتکایی مشترک تعدیلشده است. فلسفه طراحی این ساختارها، مهار ریسک اعتباری طرف مقابل و ارتقای شفافیت از طریق ابقای داراییها در ترازنامه واگذارنده یا نگهداری آنها در حسابهای تفکیکشده و وثیقهگذاریشده (غالباً در حوزه قضایی واگذارنده) است. با توجه به حجم بالای این تعاملات فرامرزی، مرجع نظارتی برمودا بر فرآیند بررسی و تایید معاملات، هماهنگی دوجانبه با ناظران مبدأ و تمهید ابزارهای نظارتی ویژه برای این ساختارها تأکید فراوان دارد.
انگلستان
در انگلستان نزدیکترین معادل به ساختار اتکایی داراییمحور، «بیمه اتکایی با تأمین مالی دارایی» است که در بازار مستمریهای یکجا (BPA) و انتقال کلان ریسک صندوقهای بازنشستگی (PRT)بهکار میرود. در این بازار نیز الگوهای جریانی و بلوکی کاملاً مرسوم هستند. تعریف مرجع نظارت احتیاطی از این سازوکار عبارت است از: یک توافق اتکایی سهم معین و وثیقهای که به موجب آن، بخشی یا تمام ریسکهای مرتبط با داراییها و تعهدات پرتفوی مستمری، از طریق ساختار اتکایی مشترک خالص به بیمهگر اتکایی منتقل میشود.
در عمل، شرکتهای ارائهدهنده مستمری در انگلستان با استفاده از این قراردادها، ریسک افزایش طول عمر را همراه با ریسکهای سبد دارایی، عموماً به شرکتهای اتکایی برونمرزی واگذار میکنند. ساختار این معاملات میتواند تکمقصدی باشد (یک شرکت اتکایی هر دو ریسک طول عمر و سرمایهگذاری را میپذیرد) یا این ریسکها میان چند بیمهگر اتکایی تسهیم و سپس واگذار مجدد شوند. مرجع نظارت انگلستان ضمن بهرسمیت شناختن این ابزار بهعنوان روشی مشروع در مدیریت ریسک، نگرانیهای خود را درباره میزان تعهدات در معرض نکول طرف مقابل، کیفیت داراییهای وثیقهگذاریشده، ریسک بازپسگیری تعهدات و میزان کارایی اقدامات مدیریتی در شرایط بحران اقتصادی اعلام کرده است؛ لذا این بازار همواره تحت نظارت موشکافانه ناظر احتیاطی قرار دارد.
ژاپن
در ژاپن، بیمه اتکایی داراییمحور عمدتاً در بخش بیمههای زندگی، با ماهیت فرامرزی و در قالب اتکایی مشترک خالص شکل گرفته است. شکلگیری این ابزار، واکنشی به دشواریهای بیمهگران داخلی در کسب بازده متناسب با محصولات پساندازی در سایه نرخهای بهره پایین و رویکرد محافظهکارانه بازار پول و سرمایه داخلی است. معاملات نیز در سطح درونگروهی و با اشخاص ثالث مستقل انجام میشود. مرجع خدمات مالی ژاپن در «گزارش نظارت بر ریسک بیمه سال ۲۰۲۵» تصریح کرد، بخش عمدهای از بیمهگران عمر از این ساختارها استفاده کردهاند که اغلب ماهیتی درونگروهی و فرامرزی داشته است؛ هرچند اخیراً واگذاری به اشخاص ثالث مستقل خارجی نیز شتاب گرفته است.
معاملات بلوکی در ژاپن عموماً برای محصولات با دیرش بالا و با هدف بهینهسازی ترازنامه و انتقال بار ریسک تعهدات دوربرد انجام میپذیرد، در حالی که معاملات جریانی غالباً برای محصولات کوتاهمدتتر با ماهیت سرمایهگذاری و جهت حفظ توان رقابت در بازار سود تضمینی بهکار گرفته میشوند.
ویژگی بسیار متمایز بازار ژاپن آن است که تعهدات بیمهای مبتنی بر ین ژاپن در نهایت توسط داراییها با بازده بالاتر بر پایه دلار آمریکا پشتیبانی میشوند. این تفاوت ارزی، چالشهای فنی عدیدهای را در خصوص پوشش ریسک نوسانات ارز و تطبیق بهینه دارایی-بدهی پیش روی شرکتهای اتکایی برونمرزی میگذارد؛ از این رو، استراتژی پوشش ریسک ارزی در طراحی این پیمانها نقشی اساسی دارد.
هنگکنگ
در هنگکنگ، این نوع اتکایی در گذشته بیشتر بر بستر ساختارهای اتکایی تعدیلشده و وجوه مسدوده اجرا میشد، ولی قراردادهای نوین عمدتاً شکل اتکایی مشترک خالص به خود گرفتهاند. به سبب حجم کلان بیمهنامههای سنواتی موجود، معاملات بلوکی رونق دارند و از معاملات جریانی نیز برای تقویت ظرفیت پذیرش ریسک در محصولات نوین استفاده میشود.
انگیزه عمده شکلگیری این بازار، تعهدات گذشتهنگرِ بیمههای تمامعمر صادره در دوران نرخهای بهره بالا بوده است؛ دورانی که شرکتها تعهداتی با نرخهای بازدهی تضمینی بالا به مشتریان داده بودند که تداوم پوشش آنها در محیط کنونی نرخ بهره بسیار چالشبرانگیز است. بیمهگران همچنین از این مسیر در پی تثبیت پشتوانه سرمایهگذاری برای محصولات با مشارکت در منافع و تضمین نرخهای تحقق سود هستند. علاوه بر این، بهینهسازی سرمایه و دستیابی به نسبتهای توانگری مناسب برای بلوکهایی که مدیریت آنها بر ترازنامه شرکت واگذارنده ناکارآمد است، از دیگر انگیزههاست.
از سوی دیگر، بهرهمندی شرکتهای اتکایی از کانالهای گسترده تأمین داراییهای متنوع، این امکان را به بیمهگران مستقیم میدهد که محصولات مختلط سرمایهگذاری کوتاهمدت با بازده تضمینی جذاب به بازار عرضه کنند.
یکی از گرههای فنی در این معاملات، نحوه برخورد با منافع غیرتضمینی در بیمهنامههای با مشارکت در منافع است. موقعیت بیمهگر اتکایی در اینجا نامتقارن است؛ زیرا اعلام سود و پاداشهای تقسیمی کماکان در اختیار تامِ شرکت واگذارنده است و شرکت اتکایی تسلطی بر این تصمیمات ندارد. در نتیجه، رقم دقیق تعهدات نهایی به تصمیمات آتی واگذارنده گره میخورد. اگرچه با «تثبیت قراردادی» مبالغ غیرتضمینی در قالب جدولی از پیشتعیینشده میتوان این دغدغه را رفع کرد، اما این کار عملاً ریسک سود غیرتضمینی را دوباره به خود واگذارنده برمیگرداند. به همین سبب، معاملات پیشین در هنگکنگ عمدتاً و صرفاً بر پوشش تعهدات تضمینشده متمرکز بودهاند.
تازهترین تحولات در نظامهای مقرراتی به تفکیک حوزههای قضایی
۱. ایالات متحده
اقدامات نظارتی اخیر آمریکا در قبال اتکایی غیرسنتی در دو مرحله به پیش میرود:
-
مرحله نخست؛ بازنگری در کفایت ذخایر با دستورالعمل محاسباتی ۵۵ : این رهنمود در سال ۲۰۲۵ تصویب و از ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵ لازمالاجرا شد. گزارش منتشره از سوی مؤسسه میلیمن ، نشان میدهد که هدف از وضع این دستورالعمل، ممانعت از ایجاد کسری در ذخایر قانونی شرکتهای واگذارنده ناشی از گسترش معاملات اتکایی داراییمحور است. طبق این سند، برای پیمانهای مشمول، کسبوکار واگذارشده باید در آزمونهای کفایت داراییها همراه و یکپارچه با بخش نگهداریشده ارزیابی شود و نباید صرف ثبت حسابداری اعتبار اتکایی، ملاک کفایت ترازنامه باشد. نخستین مهلت تسلیم این محاسبات، اول آوریل ۲۰۲۶ تعیین شده است.
این دستورالعمل، ریسکمحور است و با جزئیاتِ خودِ قراردادهای واگذاری، انطباق دارد. از بیمسنج منصوب انتظار میرود معیارهایی چون در دسترس بودن گزارش فنی ارزیابی ذخایر برای ناظران (ذیل یادداشتِ VM-30)، دامنه تعدیلات و افت ذخایر از دوره پیش از واگذاری به پس از واگذاری، جایگاه داراییهای مستثنیشده و احتمال بروز ناتوانی در بازیافت خسارت را لحاظ نماید. همچنین مستندسازی فرآیندها، تحلیل منشأ نوسانات و اجرای آزمونهای جریان نقدینگی الزامی است.
-
مرحله دوم؛ بازتنظیم سرمایه متناسب با ریسک: در یادداشت مورخ ۲۷ ژوئیه ۲۰۲۶، کمیته وضعیت مالی انجمن ملی ناظران بیمه() به کارگروه سرمایه مبتنی بر ریسک بیمه عمر دستور داد تا تمهیدات زیر را تا پایان سال ۲۰۲۷ عملیاتی سازد:
-
طراحی ضریب اختصاصی سرمایه مبتنی بر ریسک برای «بازپسگیری اتکایی» برای کسبوکارهای واگذارشده به نهادهای مستقر در حوزههای قضایی غیرمتقابل.
-
اتخاذ سازوکار سختگیرانهتر در خصوص ریسک عدم وصول تعهدات اتکایی() برای بیمهگران اتکایی دارای رتبه اعتباری پایین، مشابه استانداردهای سرمایهای بیمههای اموال و مسئولیت ().
-
به زبان بیمسنجی، رویکرد آمریکا در حال گذر از ارزیابی صرفاً ذخیرهمحور، بهسمت شناسایی صریح و کمیشده ریسک بازپسگیری در فرمول سرمایه است؛ رویکردی که ترازنامه شرکت واگذارنده را مستقیماً در برابر احتمال ورشکستگی شرکت اتکایی مصون میسازد.
۲. انگلستان
در سپتامبر ۲۰۲۵، مرجع نظارت احتیاطی (PRA) دغدغههای جدی خود را پیرامون رشد فزاینده اتکایی با تأمین مالی دارایی در بازار خرید یکجای مستمری (BPA) ابراز داشت. ناظر اذعان کرد که توسعه این بازار به نیاز وافر به سرمایه دامن زده و بیمه اتکایی ابزاری برای تأمین این تقاضا شده است. با این حال، نهاد ناظر، این فرض بنیادین را به چالش کشید که آیا نظام توانگری انگلستان () بهدرستی ریسکهای این ابزار را محاسبه میکند؟ و آیا لازم است برای مقاصد ارزشگذاری، بخش سرمایهگذاری این نوع اتکایی از مؤلفه اتکاییِ طول عمر تفکیک و بهاصطلاح «جداسازی ساختاری» () شود؟
در پی رایزنی با بازیگران بازار، مرجع نظارت احتیاطی انگلستان در آوریل ۲۰۲۶ سند مشورتی CP8/26 را منتشر کرد. ناظر انگلستان بهجای پیادهسازی تفکیک کامل، اصلاح هدفمندتری را در شیوه محاسبه «تعدیل ناشی از نکول طرف مقابل» (CDA) بر داراییهای اتکایی در ترازنامه واگذارنده پیشنهاد نمود. مهلت اظهارنظر در ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ به پایان رسید و مقررات از اول ژوئیه ۲۰۲۷ اجرایی خواهند شد (معاملاتی که تا پیش از ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ انتقال کامل ریسک در آنها نهایی شده باشد، مشمول عطفبهماسبق نخواهند شد).
بر اساس این پیشنویس، تعدیل ناشی از نکول طرف مقابل (CDA) با فرمولی استاندارد و همگام با «اسپرد بنیادین»() در نظام توانگری انگلستان تعیین خواهد شد تا رفتار سرمایهای با این اتکاییها معادل تملک مستقیم همان داراییها در ترازنامه شود. نهاد ناظر این کشور، اعلام کرده است که در یک قرارداد متوسط، الزام سرمایهای ممکن است از حدود ۲ الی ۴ درصد ارزش تعهدات مستمری، به حدود ۱۰ درصد افزایش یابد (در قیاس با الزام ۱۱ الی ۱۵ درصدی در داراییهای مشابه با تملک مستقیم). بدینترتیب، صرفه سرمایهای این معاملات، بهویژه در همکاری با شرکتهای اتکایی که رتبههای اعتباری بالایی ندارند، تا حد زیادی تعدیل خواهد شد؛ چراکه ناظر به رتبه توان مالی بیمهگر اتکایی بهایی بیش از وثیقههای درون قرارداد میدهد.
۳. برمودا
از ژانویه ۲۰۲۳، بیمهگران اتکایی مستقر در برمودا ملزم به اخذ مجوز از مرجع پولی برمودا (BMA) برای کلیه معاملات بلوکی شدهاند. در این فرایند، این مرجع، مستقیماً با نهاد ناظر حوزه قضایی مبدأ (محل استقرار واگذارنده) ارتباط برقرار کرده و در صورت وجود ابهام برای ناظر مبدأ، معامله را تأیید نخواهد کرد. علاوه بر آن، مرجع پولی برمودا، شروط تکمیلی نظارتی وضع میکند؛ نظیر الزام به ارتقای سطح توانگری، سرمایه احتیاطی مازاد ()، ذخایر مازاد ()، تحدید پرداخت سود سهام و پیشبینی سازوکارهای نگهداری سرمایه و نقدینگی در مواقع بحرانی.
ابلاغیه آوریل ۲۰۲۵ این مرجع تصریح کرد، تعریف معاملات بلوکی تعهدات بلندمدت، کلیه واگذاریهای موجود و جریانی را اعم از طرحهای انتقال ریسک بازنشستگی، مستمریهای ثابت، مستمریهای شاخصی، مستمریهای متغیر و بیمههای تمامعمر و جامع در بر میگیرد. مرجع پولی برمودا از شرکتها میخواهد تحلیل توجیه اقتصادی، ساختار وثیقهها، استراتژی سرمایهگذاری، موقعیت توانگری مالی، نتایج آزمونهای بحران، و انطباق سرمایهای را بر اساس هر دو مبنای نظارتی (برمودا و حوزه قضایی واگذارنده) مستند و ارائه کنند.
شیوه برمودا کاملاً مبتنی بر بررسی موردی () است؛ این نهاد بهجای اعمال فرمولهای عمومی و یکسان، هر قرارداد را مستقلاً از منظر نقدینگی، توانگری مالی و سایر مخاطرات تحلیل میکند. علاوه بر این، نظارت برمودا کیفیت داراییهای پشتیبان را، بهویژه در صورت بهکارگیری «رویکرد مبتنی بر سناریو»(SBA)، زیر ذرهبین قرار میدهد. در ترازنامه اقتصادی ()، استفاده از داراییهای غیرمتعارف جهت پوشش تعهدات، نیازمند اخذ مجوز قبلی است. این قید با «اصل شخص محتاط» (PPP) و الزامات کنترل نقدینگی (از جمله سنجش نسبت پوشش نقدینگی متناسب با اعمال تنزیلهای مربوط به ریسک اعتباری و نقدشوندگی داراییها) تشدید میشود.
۴. ژاپن
در ژاپن، بستر نظارت از مفاهیم محدود و سنتی بهسوی یک نظام نظارتی ریسکپایه در حال انبساط است. در گذشته، تمرکز عمده ناظر ژاپنی بر گونه خاصی از اتکاییهای مالی معطوف بود که در آنها کارمزد اتکایی با سودهای آتی پیوند میخورد. اما با ظهور ساختارهای نوین که در آن تعاریف خشک حقوقی نمیگنجیدند، نیاز به یک رویکرد جدید آشکار شد.
امروزه، ناظر ژاپنی الزامات متعددی را در نظر دارد: تعیین سقف تعهدات بر پایه کیفیت اعتباری شرکت اتکایی، شروط تضمین وثیقهای، تفکیک حسابهای صندوق، نظارت موشکافانه بر واگذاریهای مجدد () و آزمونهای فشار در سناریوی نکول طرف مقابل. با این وجود، ناظران ژاپنی وجود تشتت و عمق نابرابر در تحلیل ریسک شرکتهای مختلف را شناسایی کردهاند.
اصلاحات اخیر نشاندهنده یکپارچهسازی و قاطعیت بیشتر است. انتظارات نظارتی امروز بر ضرورت احراز «انتقال اقتصادی واقعی ریسک»، سلب یا تحدید حق فسخ یکجانبه یا بازپسگیری اختیاری توسط شرکت اتکایی، تقویت نقدشوندگی وثیقهها و سازوکارهای پرداخت بهموقع متمرکز است. ناظر بر اجرای آزمونهای بحران بازپسگیری پرتفوی و نقدینگی، در کنار استقرار نظام راهبری مستحکم، اعتبارسنجی مستقل شرکت اتکایی و صحهگذاری مستمر مدیران ارشد بر برنامههای مدیریت شرایط اضطراری تأکید مضاعف دارد.
۵. هنگکنگ
در هنگکنگ، نظام مقرراتی از یک ساختار سنتی عمومی به چارچوبی شفاف و معطوف به کنترل ریسکهایی سوق مییابد که در آنها علاوه بر ریسک بیمهای، «ریسک عدم تطابق دارایی-بدهی» (ALM Risk) نیز منتقل میشود. این ضوابط جدید که برای اجرا در سال ۲۰۲۷ هدفگذاری شدهاند، ساختارهایی نظیر اتکایی مشترک، اتکایی مشترک تعدیلشده و وجوه مسدودشده را بهویژه در بیمهنامهها با بار پساندازی پررنگ تحت پوشش قرار میدهند.
بر مبنای پیشنهادهای جدید، بسته به ابعاد قرارداد، اجرای آن منوط به اطلاعرسانی پیشین یا اخذ تاییدیه رسمی از ناظر خواهد بود. ناظر مؤلفههایی چون رتبه اعتباری طرف مقابل، کارایی و سلامت وثیقهها، آثار مترتب بر نقدینگی و توانگری شرکت واگذارنده و صیانت از حقوق بیمهگزاران را ملاک تصمیم قرار میدهد. شرکتهای واگذارنده موظفند تطابق هر قرارداد را با اشتهای ریسک () و سیاستهای تطبیق دارایی-بدهی خود به اثبات برسانند و متناسب با ابعاد تراکنش، بستر راهبری شرکتی ایجاد نمایند. دقت در اعتبارسنجی شرکت اتکایی و توان تخصصی او در مدیریت سبد، بررسی تعارض منافع، پایش سقفهای تجمیعی و اجرای آزمونهای بحران از ارکان این راهبری است. همچنین کیفیت حقوقی وثیقهها، سهولت نقدشوندگی پس از اعمال تنزیلهای لازم ()، حق جایگزینی داراییها و تابآوری شرکت واگذارنده در صورت وقوع بازپسگیری اجباری دارایی و تعهدات، بهشدت تحت نظارت قرار میگیرد.
محورهای مشترک، تمایزهای کلیدی و پیامدهای راهبردی
۱. مؤلفههای همگرایی میان حوزههای قضایی
-
تمرکز بر جوهره اقتصادی به جای قالب حقوقی: دیگر نام و عنوان قرارداد (اتکایی مشترک، وجوه مسدودشده و غیره) بهتنهایی رافع مسئولیت نیست؛ سوال بنیادین ناظران این است که آیا ریسک بهنحو واقعی منتقل شده است؟ چه میزان از ریسکِ باقیمانده بر دوش واگذارنده مانده است؟ و تابآوری واگذارنده در سناریوهای بحرانی چه میزان است؟
-
برجستهشدن ریسک بازپسگیری و نکول طرف مقابل: ناظران، سلامت شرکت اتکایی را صرفاً در روزهای ثبات اقتصادی نمیسنجند، بلکه توان شرکت واگذارنده را در صورت تنزل رتبه اعتباری شرکت اتکایی یا نیاز به بازپسگیری شتابزده تعهدات، محک میزنند. این مقوله امروز دیگر یک مسئله فرعی نیست، بلکه ریسکی درجهاول تلقی میشود.
-
بازنگری در وثیقهها و کیفیت تضمینها: تکیه صرف بر وجود اسمی وثیقه دیگر برای ناظران، اطمینانبخش نیست؛ امروزه ساختار وثیقهها، محدودیتهای سرمایهگذاری ناظر بر داراییهای وثیقه و عملیاتی بودن فرایند بازپسگیری داراییها تحت فشار، موشکافی میشود.
-
محوریت راهبری شرکتی و الزامات افشا: نظارت اعضای هیئتمدیره، آزمونهای بحران پویا و پروندههای تحلیلی قابلدفاع در برابر ناظر، شروط مقدماتی پذیرش هر ساختار اتکایی به شمار میروند. موفقیت تجاری طرح در گرو غنای نظام راهبری شرکت است.
۲. تمایزهای کلیدی در شیوه نظارت
-
ایالات متحده: تکیهگاه اصلی آن محاسبات بیمسنجی، کفایت ذخایر و ضرایب سرمایه است. رویکردی کاملاً کمّی و ریاضی که تمرکز آن بر حفظ استحکام ترازنامه واگذارنده در سناریوی شکست معامله است.
-
انگلستان: بیشتر با تنظیم ساختار سرمایه و شکلدهی به مشوقهای بازار مداخله میکند. ناظر با اصلاح ضرایب، از جذابیت مفرط این ابزار میکاهد و در عین حال راههای جایگزین جذب سرمایه را مطرح میسازد.
-
برمودا: سنگینترین بار نظارت را بر کنترلهای انفرادی و تاییدیه پیشینی معامله بنا نهاده است. به انعطاف ساختاری در برابر نظارت عمیق موردی اعتقاد دارد.
-
ژاپن: بیش از هر چیز بر خودکنترلی، مدیریت تمرکز، حاکمیت شرکتی و مسئولیتپذیری هیئتمدیره متمرکز است.
-
هنگکنگ: تلفیقی از مدل برمودا و ژاپن را پیاده میکند؛ نظام حاکمیتی قدرتمند دارد و در صدد اعمال سازوکارهای شفاف برای دریافت مجوزها است.
۳. پیامدهای راهبردی برای بازیگران بازار
تفاوت میان نظامهای مقرراتی، صرفاً مباحث تئوریک نیست؛ بلکه بازده اقتصادی، الزامات سرمایهای و توجیه تجاری اتکایی غیرسنتی را عمیقاً تغییر میدهد:
-
معاملهای که در یک حوزه قضایی مجاز است، ممکن است زیر ذرهبین ناظر حوزهای دیگر توجیه خود را از دست بدهد. بهعنوان نمونه، ساختاری در یک حوزه برونمرزی غیرمتقابل، با تصویب ضرایب جدید بازپسگیری سرمایه مبتنی بر ریسک (RBC) در آمریکا، صرفه اقتصادی خود را برای یک واگذارنده آمریکایی از دست خواهد داد.
-
شرکت اتکایی که وثیقهای قوی دارد، اما از رتبه اعتباری ضعیفی برخوردار است، در انگلستان و آمریکا بهشدت جریمه سرمایهای خواهد شد، در حالی که در برمودا ممکن است با بررسی موردی، مجوز فعالیت بگیرد.
-
نظام تاییدیه در هنگکنگ لزوماً جذابیت بازار را از بین نمیبرد، اما هزینه و زمان اعتبارسنجی را برای واگذارندگان به مدارج بالاتری میبرد.
بر همین اساس، شاخصهای تصمیمگیری زیر برای بازیگران بازار ضروری است:
-
اصالت انتقال ریسک (): آزمون اصالت ریسک اکنون بسیار فراتر از متون و کلمات قرارداد است؛ حقوق بازپسگیری، شرایط فسخ، ساختار وثیقهها و عملکرد مالی در وضعیت بحران تحلیل میشوند. شرکتها باید نشان دهند که معامله واقعاً ریسک را جابهجا میکند، نه اینکه صوری و برای دستکاری دفاتر و فرار از قیود سرمایهای باشد.
-
تخفیف سرمایهای (): کسب تخفیف سرمایهای هدفی مشروع است، اما در تمام حوزهها تحت فشارهای مقرراتی است. دیگر نمیتوان صرفاً با اتکا به شکل قرارداد، تخفیف سرمایهای را تضمینشده فرض کرد؛ چنین تخفیفی باید متکی بر تحلیلهای عمیق اکچوئری انتقال ریسک باشد.
-
کیفیت داراییها (): گزارشگری ترکیبات دارایی، دستورالعملهای سرمایهگذاری، میزان ورود به داراییهای جایگزین و اصل شخص محتاط، در نظارت بر اتکایی به اولویت بدل شدهاند. در معاملاتی که اساساً با هدف بهرهمندی از مدیریت دارایی شکل گرفتهاند، ناظران به پایداری داراییها در زمان بحران توجه اکید دارند.
-
ریسک طرف مقابل و مدیریت وثیقهها(): تعهدات در معرض نکول طرف مقابل بهعنوان یک ریسک محوری شناخته میشود. شفافیت تملک حقوقی، قدرت نقدشوندگی سریع و آمادگی عملیاتی شرکت واگذارنده برای اجرای بازپسگیری، از سوی ناظران برمودا، انگلستان و ژاپن موشکافی میشود.
-
معاملات برونمرزی و درونگروهی (): این تراکنشها هنوز معتبر هستند اما با سوءظن نظارتی بیشتری روبرو هستند. ناظران بهدقت بررسی میکنند که آیا معاملات درونگروهی یا برونمرزی بر پایه اصل بازار باز و شرایط منصفانه و مستقل () انجام شده است یا خیر و تضاد منافع احتمالی چگونه مهار میشود.
-
راهبری و شفافسازی (): گزارشها و تحلیلهای استوار بیمسنجی دیگر یک مستند اختیاری نیستند، بلکه پیششرط قانونی اجرای معاملات بهشمار میروند. هیئتمدیره باید توان دفاع از معامله را نهتنها در بدو انعقاد، بلکه در کل طول دوره استمرار آن داشته باشند.
اقداماتی که شرکتهای واگذارنده باید انجام دهند
پیام نهادهای ناظر در اقصینقاط جهان صریح است: یک ساختار اتکایی داراییمحور دیگر نمیتواند صرفاً با قالب حقوقی یا صرفه سرمایهای اولیه خود به حیاتش ادامه دهد؛ این معامله باید تابآوری خود را در آزمونهای بحران اثبات کند. بر این اساس، شرکتهای واگذارنده باید فوراً اقدامات زیر را در دستور کار بگذارند:
-
ارزیابی قراردادها از منظر ناظر: شرکتها باید پرتفوی جاری و توافقات در دست اقدام خود را همانند یک بازرس رگولاتوری از نو ارزیابی کنند. این بازبینی باید شامل واگذاریهای مبتنی بر دارایی، معاملات برونمرزی، درونگروهی و هر دو دسته واگذاریهای بلوکی و جریانی باشد.
-
ارزیابی مجدد ریسک معامله بر پایه رویکرد «پیش و پس از واگذاری»: واگذارنده باید توجیه تجاری قرارداد و اثرات ملموس آن بر ذخایر، سرمایه و نقدینگی را مستند سازد. این ارزیابی نباید محدود به سناریوهای پایه و خوشبینانه بماند، بلکه باید سناریوهای تنزل رتبه اعتباری شرکت اتکایی، افت کیفیت وثیقه و ضرورت اجرای ضربالاجل بازپسگیری پرتفو را بیازماید.
-
طراحی چارچوبهای انطباق تفکیکشده متناسب با حوزههای قضایی: شرکتهای چندملیتی نباید تصور کنند که یک بسته تحلیلی واحد برای تمامی حوزههای مقرراتی کارایی خواهد داشت؛ چراکه یک پیمان واحد در آمریکا از زاویه کفایت ذخایر و در ژاپن از منظر راهبری سنجیده میشود. تحلیلها باید با همکاری تنگاتنگ تیمهای بیمسنجی، مدیریت ریسک، حقوقی، مالی و سرمایهگذاری تهیه شوند تا پاسخگوی استانداردهای نظارتی نظیر AG 55 در آمریکا باشند.
-
مسئولیت بیمهگران اتکایی و ارکان حاکمیتی: بیمهگران اتکایی نیز باید برای ارائه شفافیت هرچه بیشتر در خصوص رتبهبندیها و وجاهت قانونی وثیقهها آماده شوند و اعضای هیئتمدیره و مدیران ارشد نیز باید از برخورد مکانیکی با قراردادهای اتکایی غیرسنتی دست بکشند و آن را یک تصمیم راهبردی سازمانی قلمداد کنند.
نقش خدمات و تحلیلهای مستقل بیمسنجی
با تخصصیتر شدن، تطبیقی شدن و معاملهمحور شدن الزامات نظارتی، بهرهگیری از نظرات کارشناسی بیمسنج مستقل به عاملی حیاتی در پیشبردِ ایمن معاملات و دفاع مقتدرانه از آنها در برابر نهادهای ناظر تبدیل شده است. این اهمیت بهویژه در معاملاتی که ماهیت چندحوزهای () دارند، دوچندان است.
یک ارزیابی مستقل بیمسنجی میتواند:
-
اصالت اقتصادی انتقال ریسک را آزمایش کند.
-
تابآوری وضعیت ذخایر و سرمایه را تحت تکانههای محیطی بیازماید.
-
تبعات بازپسگیری تعهدات بر نقدینگی شرکت را تخمین بزند.
-
مفروضات کلیدی ناظر بر سبد وثیقهها را اعتبارسنجی کند.
-
نقاط کور و آسیبپذیر معامله در برابر پرسشهای احتمالی ناظران را پیشاپیش شناسایی نماید.
در سطح تعاملات بینالمللی، چنین تحلیلی واگذارنده و شرکت اتکایی را در هنگکنگ به زبان مشترک فنی و قابلارائه به ناظر میرساند؛ و در ژاپن به تقلیل شکافهای ادراکی ناشی از ترجمه و تفاوت زبان میان طرفین و روانسازی مکاتبات میان ارکان داخلی شرکت و مراجع بیرونی یاری میرساند.
چشمانداز آتی و جمعبندی
جهتگیری راهبردی مراجع نظارتی در جهان بهسوی ممنوعیت ساختارهای اتکایی غیرسنتی نیست؛ بلکه مقصود آنها، «انضباطبخشی به شواهد و تحلیلها»، «تعمیق نظارت موشکافانه» و «محدودسازی تخفیفهای سرمایهای نامتناسب» در شرایطی است که ریسکهای پنهان همچنان در ترازنامه واگذارنده جا مانده است.
آینده بیمه اتکایی غیرسنتی دیگر با پیچیدگیهای ساختاریِ صِرف یا فرضِ دسترسی بیقیدوشرط به منافع سرمایهای رقم نخواهد خورد. این آینده در اختیار آن دسته از فعالانی است که بتوانند از اصالت اقتصادی، استحکام عملیاتی و شفافیت راهبری معاملات خود در برابر آزمونهای نظارتی دفاع کنند. پیام ناظران روشن است: درهای بازار به روی نوآوریهای مالی بسته نیست، مشروط بر آنکه این نوآوریها با شفافیت بیقیدوشرط و چارچوبهای راهبریِ خدشهناپذیر، همراه شده باشند.
بیمه اتکایی غیرسنتی کماکان یک اهرم تجاری ممتاز باقی خواهد ماند، اما پیادهسازی موفق آن دشوارتر از گذشته است. شرکتهایی پیشتاز میدان خواهند بود که نوآوری ساختاری را به محاسبات ژرف بیمسنجی و هدایت آگاهانه هیئتمدیره پیوند بزنند، نه آنهایی که صرفاً در پی سوءاستفاده مقررات و دستاویزهای حقوقی هستند. چالش امروز تنها طراحی فنی معامله نیست، بلکه توانایی تبیین مستدل، یکپارچه و مداوم آن برای ذینفعان داخلی و نهادهای ناظر است؛ نقطهای که تحلیلهای بیمسنجی دقیق و نقادانه، ارزش بنیادین خود را در تصمیمگیریهای پایدار و راهبردی به رخ میکشند.

















