به گزارش اختصاصی پایگاه خبری«اقتصاد ملت»؛ به گفته وی، «آیسا» با توسعه سامانههای سازمانی، محصولات هوش مصنوعی و راهکارهای هوشمندسازی صنعتی؛ به دنبال ایفای نقشی فراتر از تأمینکننده فناوری و تبدیل شدن به شریک فناور فولاد خوزستان در مسیر تحول دیجیتال است. در صنعتی که استمرار تولید، مدیریت هزینهها، کیفیت محصول و بهرهبرداری بهینه از منابع، از مهمترین عوامل حفظ قدرت رقابت به شمار میروند، فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی دیگر صرفاً ابزارهایی برای بهبود فرآیندهای اداری نیستند؛ بلکه به بخش جداییناپذیر راهبردهای توسعه صنعتی تبدیل شدهاند. در چنین شرایطی ارزش فناوری نه در پیچیدگی نرمافزارها و تنوع ابزارهای دیجیتال؛ بلکه در توانایی آن برای حل مسائل واقعی تولید و ایجاد نتایج قابلاندازهگیری مشخص میشود.
شرکت آیسا فراگیر ویرا، به عنوان بازوی تخصصی فناوری اطلاعات، ارتباطات، اتوماسیون صنعتی و هوشمندسازی هلدینگ فولاد خوزستان با همین رویکرد، توسعه محصولات و خدمات خود را دنبال میکند؛ رویکردی که در آن یکپارچهسازی اطلاعات سازمانی، بهرهگیری هدفمند از هوش مصنوعی، تحلیل دادههای عملیاتی و توسعه زیرساختهای هوشمند؛ در خدمت افزایش بهرهوری و تحقق اهداف راهبردی صنعت فولاد قرار میگیرند.
مهندس احسان خیاط مدیرعامل شرکت آیسا فراگیر ویرا، در تشریح نقش محصولات و خدمات این شرکت در ارتقاء عملکرد فولاد خوزستان؛ بر ضرورت نگاه یکپارچه به فناوری و اقتصاد تولید تأکید میکند و معتقد است که موفقیت پروژههای هوشمندسازی پیش از هر چیز به شناخت دقیق مسئله، تعیین شاخصهای ارزیابی و سنجش ارزش ایجادشده وابسته است.
فناوری زمانی ارزشآفرین است که به بهبود عملکرد تولید منجر شود
به گفته مدیرعامل آیسا، فولاد خوزستان برای حفظ و ارتقاء جایگاه رقابتی خود، به راهکارهایی نیاز دارد که ضمن پشتیبانی از پایداری تولید، امکان مدیریت دقیقتر منابع، افزایش قابلیت اطمینان تجهیزات و بهبود کیفیت تصمیمگیری را فراهم کنند. در این مسیر محصولات و خدمات آیسا با هدف پیوند دادن ظرفیتهای فناوری به اولویتهای عملیاتی و اقتصادی صنعت توسعه مییابند.
یکی از محورهای اصلی این رویکرد؛ یکپارچهسازی فرآیندها و اطلاعات سازمانی است. سامانه **ICA ERP** به عنوان محصول سازمانی آیسا با هدف پوشش فرآیندهای تخصصی، یکپارچهسازی اطلاعات و ایجاد بستر مناسب برای تصمیمگیری دادهمحور طراحی شده است.
در سازمانی با ابعاد و پیچیدگی عملیاتی یک مجموعه بزرگ فولادی؛ پراکندگی اطلاعات میان واحدها و سامانههای مختلف میتواند دسترسی به تصویری جامع از عملکرد سازمان را دشوار کند. یکپارچهسازی اطلاعات ضمن افزایش شفافیت فرآیندها؛ میتواند به کاهش دوبارهکاریهای اطلاعاتی، تسهیل گردش دادهها و فراهم شدن دسترسی به موقع مدیران به اطلاعات موردنیاز کمک کند.
مهندس خیاط معتقد است ارزش چنین سامانههایی زمانی نمایان میشود که اطلاعات سازمانی از سطح ثبت و نگهداری فراتر بروند و به ابزاری برای تحلیل عملکرد، شناسایی گلوگاهها و پشتیبانی از تصمیمهای مدیریتی تبدیل شوند. بر همین اساس پیوند میان دادههای عملیاتی و سامانههای اطلاعاتی؛ زمینه بررسی دقیقتر عوامل مؤثر بر توقفات، کیفیت تولید و مصرف منابع را فراهم میکند.
رایا و ICAgpt؛ هوش مصنوعی در خدمت دانش سازمانی
بخش دیگری از ظرفیت فناورانه آیسا به توسعه محصولات مبتنی بر هوش مصنوعی اختصاص دارد؛ محصولاتی که میتوانند دسترسی به دانش تخصصی را تسهیل کنند و استفاده سازمان یافته از ابزارهای هوشمند را در فعالیتهای کارشناسی و مدیریتی گسترش دهند.
رایا، دستیار هوشمند سازمانی آیسا با قابلیت اتصال به منابع اطلاعاتی و دانش سازمان؛ برای تسهیل دسترسی کارکنان و کارشناسان به مستندات، دستورالعملها و اطلاعات موردنیاز طراحی شده است. در صنایع بزرگی مانند فولاد بخش مهمی از سرمایه دانشی سازمان در مستندات فنی، سوابق عملیاتی، دستورالعملهای تخصصی و تجربیات انباشته شده کارکنان قرار دارد. دسترسی سریعتر و هدفمندتر به این منابع میتواند زمان جستوجوی اطلاعات را کاهش دهد و زمینه استفاده مؤثرتر از دانش موجود را فراهم کند.
در کنار آن**ICAgpt** بستری برای دسترسی یکپارچه به مدلهای مختلف هوش مصنوعی فراهم میکند. این محصول میتواند استفاده سازمانیافته از ظرفیت مدلهای گوناگون را در چارچوب نیازها، سیاستها و ضوابط هر مجموعه تسهیل کند و زمینه توسعه کاربردهای جدید هوش مصنوعی را در فعالیتهای کارشناسی و مدیریتی به وجود آورد.
از نگاه مدیرعامل آیسا؛ هوش مصنوعی مولد زمانی بیشترین ارزش را برای سازمانهای صنعتی ایجاد میکند که به جای استفاده پراکنده و موردی؛ در چارچوبی مشخص و متناسب با نیازهای واقعی سازمان به کار گرفته شود. تحلیل مستندات، بازیابی تجربیات سازمانی، دسترسی به دانش فنی و پشتیبانی از فرآیند تصمیمگیری؛ از جمله زمینههایی هستند که میتوانند در این مسیر موردتوجه قرار گیرند.
البته بهرهگیری مؤثر از این ابزارها مستلزم توجه به کیفیت اطلاعات، سطح دسترسی کاربران، امنیت دادهها و سازوکارهای کنترل و ارزیابی خروجیهاست؛ موضوعاتی که در محیطهای صنعتی و سازمانهای بزرگ اهمیت ویژهای دارند.
هوشمندسازی صنعتی؛ از تحلیل توقفات تا مدیریت انرژی
در محیط تولید؛ بخش مهمی از فرصتهای بهبود بهرهوری در دادههایی نهفته است که به صورت مستمر از تجهیزات، خطوط تولید و فرآیندهای عملیاتی ایجاد میشوند. تحلیل این دادهها میتواند به شناسایی الگوهای غیرعادی، بررسی علل توقف تجهیزات، تحلیل مصرف انرژی و بهبود کنترل کیفیت کمک کند.
به اعتقاد مهندس خیاط، هوشمندسازی صنعتی باید از سطح گردآوری داده فراتر برود و به تولید بینش قابل استفاده برای واحدهای عملیاتی منجر شود. برای مثال، تحلیل دادههای عملکردی یک تجهیز کلیدی میتواند به شناسایی عوامل تکرارشونده توقف و فراهم شدن زمینه تصمیمگیری دقیقتر درباره نگهداری و تعمیرات کمک کند. همچنین بررسی الگوهای مصرف انرژی میتواند نقاط دارای ظرفیت بهبود را مشخص سازد و مبنایی برای ارزیابی اقدامات اصلاحی قرار دهد.
در این میان، **دوقلوی دیجیتال** نیز یکی از ظرفیتهای قابلتوجه در مسیر هوشمندسازی صنعت فولاد است. این فناوری با ایجاد تصویری دیجیتال و دادهمحور از یک تجهیز یا فرآیند منتخب؛ امکان پایش وضعیت، بررسی سناریوهای عملیاتی و پشتیبانی از تصمیمگیری را توسعه میدهد. البته دامنه ارزشآفرینی آن به کیفیت دادههای ورودی، سطح جزئیات مدل و تناسب کاربرد با مسئله عملیاتی بستگی دارد.
آیسا توسعه راهکارهای مرتبط با دوقلوی دیجیتال، تحلیل دادههای عملیاتی و کاربردهای هوش مصنوعی در پایش و بهینهسازی فرآیندها را در چارچوب فعالیتهای هوشمندسازی صنعتی دنبال میکند. در کنار این ظرفیتها، خدمات زیرساختی فناوری اطلاعات، مراکز داده، شبکه و امنیت سایبری، اتوماسیون صنعتی، ابزار دقیق و سامانههای کنترل؛ بستر فنی لازم برای اتصال ایمن و پایدار تجهیزات و سامانهها را فراهم میسازند.
این مجموعه خدمات در کنار یکدیگر امکان شکلگیری رویکردی یکپارچه را ایجاد میکنند؛ رویکردی که در آن فناوری اطلاعات، فناوری عملیاتی و هوش مصنوعی به جای حرکت در مسیرهای جداگانه، در خدمت اهداف مشترک تولید و مدیریت قرار میگیرند.
کاهش هزینهها؛ با سنجش دقیق ارزش اقتصادی
یکی از نکات محوری در نگاه مدیرعامل آیسا؛ ضرورت ارزیابی اقتصادی پروژههای هوشمندسازی است. به گفته وی نمیتوان صرف استقرار یک سامانه یا استفاده از یک مدل هوش مصنوعی را به معنای تحقق بهرهوری یا کاهش هزینهها دانست. ارزش اقتصادی هر راهکار باید با توجه به نوع کاربرد، شرایط عملیاتی و شاخصهای مشخص سنجیده شود.
برای دستیابی به این هدف، پروژهها باید با شناخت دقیق مسئله و تعیین خط مبنا آغاز شوند؛ سپس در مقیاسی متناسب با اهمیت و پیچیدگی موضوع مورد ارزیابی قرار گیرند و در صورت اثبات اثربخشی، به بخشهای دیگر توسعه یابند.
این رویکرد به ویژه در صنعت فولاد اهمیت بسزایی دارد؛ زیرا آثار اقتصادی یک راهکار ممکن است در شاخصهایی مانند کاهش زمان توقف، بهبود کیفیت محصول، کاهش مصرف انرژی، افزایش دسترسپذیری تجهیزات یا کاهش زمان انجام فعالیتهای کارشناسی نمایان شود. تعیین شاخص مناسب و اندازهگیری وضعیت پیش و پس از اجرای راهکار، امکان ارزیابی واقعبینانهتر نتایج را فراهم میکند.
از این لحاظ آغاز همزمان چندین پروژه بزرگ و پیچیده لزوماً بهترین مسیر تحول دیجیتال نیست؛ بلکه تمرکز بر یک یا دو مسئله اولویتدار و قابلاندازهگیری، ارزیابی نتایج در شرایط واقعی و توسعه تدریجی راهکارهای موفق، میتواند ریسک سرمایهگذاری را کاهش دهد و زمینه تخصیص هدفمندتر منابع را فراهم کند.
همکاری فناورانه؛ مسیر توسعه راهکارهای بومی
مدیرعامل آیسا همچنین بر اهمیت همکاری نزدیک میان شرکتهای فولادی و شرکتهای فناور داخلی تأکید دارد. به باور وی، بسیاری از مسائل صنعت فولاد به ویژگی تجهیزات، شرایط تولید و الزامات عملیاتی هر کارخانه وابستهاند؛ بنابراین توسعه راهکارهای اثربخش به ترکیب شناخت عمیق صنعت با توانمندیهای نرمافزاری، دادهای و هوش مصنوعی نیاز دارد.
در این چارچوب تعریف مشترک مسئله، توسعه نمونه اولیه، ارزیابی راهکار در شرایط واقعی و تصمیمگیری درباره توسعه آن بر اساس نتایج؛ میتواند الگوی مناسبی برای همکاری باشد. چنین مدلی علاوه بر کاهش فاصله میان فناوری و نیاز عملیاتی، به شکلگیری توانمندیهای بومی و پایدار برای حل مسائل تخصصی صنعت کمک میکند.
البته توسعه هوشمندسازی بدون توجه به الزامات امنیت سایبری و مالکیت داده نیز امکانپذیر نیست. استفاده از هوش مصنوعی لزوماً به معنای واگذاری دادههای صنعتی به شرکتهای فناوری نیست و معماری راهکار میتواند متناسب با سیاستهای سازمان، از زیرساخت داخلی یا الگوهای ابری و ترکیبی استفاده کند. تعریف سطوح دسترسی، تعیین مسئولیتها و مشخصکردن نحوه پردازش و نگهداری اطلاعات باید از ابتدای هر پروژه در نظر گرفته شود.
در کنار این ملاحظات، نیروی انسانی همچنان نقشی محوری در موفقیت تحول دیجیتال دارد. هوش مصنوعی میتواند توان تحلیل متخصصان را افزایش دهد، الگوهای پنهان را آشکار کند و هشدارهای زودهنگام ارائه دهد، اما بهرهبرداری مؤثر از این ظرفیت به دانش عملیاتی کارکنان، آموزش مستمر و آمادگی سازمان برای استفاده از نتایج فناوری وابسته است.
آیسا؛ شریک فناور در مسیر تحول دیجیتال فولاد خوزستان
آنچه از رویکرد آیسا برمیآید؛ تأکید بر این اصل است که هوشمندسازی صنعتی بیش از آنکه به خرید فناوری وابسته باشد، به مسئلهشناسی دقیق، شناخت ظرفیتهای موجود و توانایی تبدیل داده به تصمیم و اقدام مؤثر نیاز دارد.
مدیرعامل شرکت آیسا فراگیر ویرا، با تأکید بر این نگاه؛ نقش این شرکت را فراتر از تأمین محصولات و خدمات فناوری اطلاعات تعریف میکند. در این چارچوب، آیسا میتواند با شناخت نیازهای عملیاتی صنعت، توسعه محصولات بومی و پیوند دادن زیرساختها، سامانههای سازمانی و راهکارهای هوشمند، به شریک فناور فولاد خوزستان در مسیر تحول دیجیتال تبدیل شود.
حضور آیسا در رویدادهای تخصصی صنعت فولاد نیز فرصتی برای گفتوگو با فعالان این حوزه، شناخت نیازهای واقعی و بررسی زمینههای همکاری مشترک به شمار میرود؛ همکاریهایی که هدف آنها باید فراتر از معرفی فناوری و معطوف به ایجاد ارزش عملیاتی و اقتصادی باشد.
پیام محوری این رویکرد روشن است: آینده هوشمند صنعت فولاد با انباشت سامانهها و ابزارهای دیجیتال ساخته نمیشود؛ بلکه از حل دقیق مسائل واقعی، افزایش بهرهوری، مدیریت هوشمندانه منابع و سنجش مستمر نتایج شکل میگیرد. بنابراین در چنین مسیری، فناوری زمانی به مزیت رقابتی پایدار تبدیل خواهد شد که اثر آن در عملکرد تولید، کیفیت تصمیمگیری و نتایج اقتصادی سازمان قابل مشاهده و اندازهگیری باشد.
نویسنده:مژگان صالحی


















