به گزارش پایگاه خبری اقتصاد ملت؛ صنعت و تولید، ستونهای اصلی رشد اقتصادی، اشتغالزایی و خلق ارزشافزوده در هر کشوری محسوب میشوند. با این حال در شرایطی که هزینههای تولید افزایش یافته، منابع محدودتر شده و رقابت در بازارهای داخلی و بینالمللی شدت گرفته است؛ ادامه فعالیت با روشهای سنتی مدیریت و تصمیمگیری، نمیتواند پاسخگوی تمام نیازهای امروز بنگاههای اقتصادی باشد. اکنون بیش از هر زمان دیگری بهرهگیری از دانش، فناوری و تحلیل دقیق دادهها برای حفظ مزیت رقابتی ضرورت دارد.
در این میان، هوش مصنوعی به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای تحول دیجیتال؛ فرصتی کمنظیر برای بازنگری در شیوه اداره واحدهای صنعتی و تولیدی فراهم کرده است. ارزش واقعی این فناوری نه در نام و پیچیدگی آن؛ بلکه در تواناییاش برای شناسایی مشکلات، پیشبینی چالشها، بهینهسازی فرآیندها و تبدیل اطلاعات پراکنده به تصمیمهای دقیق و اثربخش نهفته است.
این در حالی است که در صنایع بزرگ از جمله زنجیره فولاد، پتروشیمی، سیمان و صنایع معدنی؛ هوش مصنوعی میتواند از تأمین مواد اولیه و برنامهریزی تولید تا کنترل کیفیت، نگهداری تجهیزات و مدیریت زنجیره تأمین نقشآفرینی کند و تحلیل دادههای عملکرد ماشینآلات، امکان شناسایی نشانههای اولیه خرابی و کاهش توقفهای ناخواسته را فراهم میسازد. پردازش تصویر و تحلیل هوشمند دادههای تولید نیز میتواند به تشخیص سریعتر عیوب، کاهش محصولات نامنطبق و ارتقاء کیفیت کمک کند.
از سوی دیگر تحلیل الگوهای مصرف انرژی و مواد اولیه؛ زمینه شناسایی اتلافها و اصلاح فرآیندهای پرهزینه را فراهم میکند. در حوزه برنامهریزی تولید و مدیریت موجودی نیز الگوریتمهای هوشمند میتوانند با پیشبینی تقاضا و بررسی محدودیتهای عملیاتی؛ به استفاده بهتر از ظرفیتها و سرمایه در گردش بنگاهها کمک کنند.
نکته اساسی آنکه استقرار هوش مصنوعی نباید به خرید نرمافزار یا اجرای پروژههای نمایشی محدود شود؛ بلکه هر طرح باید با مسئلهای واقعی آغاز شود و نتایج آن با شاخصهایی نظیر کاهش هزینه، افزایش بهرهوری، کاهش توقف تجهیزات، بهبود کیفیت و صرفهجویی در مصرف انرژی سنجیده شود.
و اما تحقق این ظرفیتها؛ مستلزم تغییر نگرش مدیران، سرمایهگذاری هدفمند و فراهم کردن زیرساختهای لازم است. شرکتها باید به کیفیت دادهها، توسعه زیرساختهای دیجیتال، آموزش نیروی انسانی و همکاری با دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان توجه جدی داشته باشند. همچنین سیاستگذاران و متولیان صنعت باید با تدوین برنامههای عملیاتی، تسهیل سرمایهگذاری فناورانه و حمایت از اجرای طرحهای اثربخش؛ مسیر استفاده گستردهتر از این ابزار را هموار کنند.
از سوی دیگر هوش مصنوعی به تنهایی معجزه نمیکند؛ بلکه دادههای ناقص، فرآیندهای نامناسب، ضعف زیرساختها و نبود نیروی متخصص میتوانند مانع از دستیابی به نتایج مطلوب شوند. بنابراین تحول هوشمند باید مرحلهبهمرحله، متناسب با نیاز هر صنعت و همراه با ارزیابی مستمر نتایج پیش برود.
امروز مسئله اصلی صنعت، صرفاً تولید بیشتر نیست؛ بلکه تولید بیشتر با منابع کمتر، کیفیت بالاتر، هزینه پایینتر و اتلاف محدودتر است. بنابراین هوش مصنوعی میتواند در تحقق این هدف نقشی تعیینکننده داشته باشد؛ مشروط بر آنکه از سطح شعار و نمایش فناوری فراتر رفته و به بخشی از تصمیمگیریهای واقعی بنگاهها تبدیل شود.
نباید از این نکته غافل شد که در اقتصاد آینده، برنده لزوماً صنعتی نیست که بیشترین سرمایه را در اختیار دارد؛ بلکه صنعتی است که از سرمایه، انرژی، زمان و دانش خود هوشمندانهتر استفاده میکند. به همین دلیل هوش مصنوعی نه صرفاً ابزاری برای مدرنسازی کارخانهها؛ بلکه فرصتی برای بازتعریف مفهوم بهرهوری، صیانت از سرمایههای ملی و ساختن اقتصادی توانمندتر است.
و نکته مهمتر اینکه تعلل در بهرهگیری سنجیده از این فرصت؛ میتواند هزینهای به مراتب سنگینتر از سرمایهگذاری برای تحول هوشمند به همراه داشته باشد.
نویسنده: مژگان صالحی – مدیرمسئول اقتصاد ملت


















