به گزارش پایگاه خبری «اقتصاد ملت»؛ سیدحجت زینلی با اشاره به اینکه توسعه نباید صرفاً بر اساس شرایط امروز تصمیمگیری شود، گفت: اگر پروژهای فقط با وضعیت فعلی بازار طراحی شود؛ ممکن است چند سال بعد با شرایط کاملاً متفاوتی مواجه شود. مدیریت معدن باید همزمان اقتصاد امروز و سناریوهای آینده را در نظر بگیرد.
مدیرعامل شرکت مس کاوان درباره نقش بازار سرمایه گفت: بازار سرمایه میتواند ابزار مهمی برای توسعه شرکتهای معدنی و صنعتی کشور باشد؛ زیرا پروژههای معدنی و فرآوری معمولاً سرمایهبر هستند و دسترسی به ابزارهای متنوع تأمین مالی میتواند سرعت توسعه را افزایش دهد. اما بازار سرمایه فقط منبع پول نیست؛ یک سیستم ارزیابی نیز هست.
به گفته وی وقتی شرکتی بورسی میشود؛ سرمایهگذار، تحلیلگر و سهامدار دائماً عملکرد شرکت را بررسی میکنند و مدیریت باید توضیح دهد هر سرمایهگذاری با چه منطقی انجام شده و چه اثری بر آینده شرکت دارد. از این نظر بورس میتواند باعث افزایش انضباط سرمایهگذاری، شفافیت بیشتر و پاسخگویی مدیریت شود. در چنین فضایی تصمیمهای سرمایهگذاری نباید تحت تأثیر هیجان بازار یا انتظارات کوتاهمدت قرار گیرد.
وی در ادامه افزود: بازار سرمایه میتواند از طریق ابزارهای تأمین مالی بلندمدت، انتشار اوراق، افزایش سرمایه و جذب منابع سرمایهگذاران، ظرفیت اجرای پروژههای معدنی را تقویت کند، اما استفاده از این ابزارها باید با منطق اقتصادی و بازده مشخص همراه باشد. اگر تأمین مالی از بازار سرمایه صرفاً برای بزرگتر کردن حجم پروژهها استفاده شود و بازده سرمایه و جریان نقدی موردتوجه قرار نگیرد؛ این منابع نمیتواند به یک مزیت پایدار تبدیل شود.
توسعه؛ رشد ارزش نه صرفاً افزایش تناژ
مدیرعامل شرکت مس کاوان در پاسخ به این پرسش که آیا توسعه را صرفاً افزایش ظرفیت تولید میداند، گفت: افزایش تولید یکی از شاخصهای توسعه است، اما به تنهایی نمیتواند معیار موفقیت باشد. اگر تولید شرکتی افزایش یابد، اما هزینه استخراج و فرآوری به ازاء هر تن بالا برود، سرمایه در گردش بیشتری نیاز باشد یا بازده سرمایه کاهش پیدا کند؛ نمیتوان گفت که صرفاً به دلیل افزایش تناژ، توسعه اقتصادی اتفاق افتاده است.
به گفته وی توسعه زمانی معنا دارد که در کنار افزایش ظرفیت؛ بهرهوری، جریان نقدی، حاشیه سود، کیفیت داراییها و توان سرمایهگذاری مجدد نیز تقویت شود. این رویکرد را میتوان «رشد ارزش» در مقابل «رشد حجم» توصیف کرد.
وی درباره مفهوم پایداری سرمایه گفت: پایداری سرمایه یعنی منابع در پروژههایی به کار گرفته شود که بتوانند در بلندمدت ارزش واقعی ایجاد کنند. در صنعت معدن همیشه فرصتهای زیادی برای سرمایهگذاری وجود دارد؛ خرید معدن جدید، افزایش ظرفیت کارخانه، خرید ماشینآلات یا ورود به پروژههای فرآوری، اما همه این فرصتها الزاماً فرصت اقتصادی نیستند.
این فعال بازار سرمایه هشدار داد: اگر شرکتی بدون انضباط سرمایهای وارد پروژههای متعدد شود؛ ممکن است منابع مالی خود را در چند پروژه قفل کند و در نهایت نتواند هیچکدام را به شکل مطلوب به نتیجه برساند. به گفته وی هر سرمایهگذاری باید منطق روشن داشته باشد؛ اینکه چه میزان سرمایه میخواهد، چه میزان ارزش ایجاد میکند، چه زمانی به جریان نقدی میرسد و چه ریسکهایی دارد.
وی با بیان اینکه توسعه قابل مدیریت را قبول دارد، گفت: گاهی شرکتها تصور میکنند هر چه تعداد پروژهها بیشتر باشد، شرکت بزرگتر و موفقتر است؛ در حالی که تعداد زیاد پروژهها میتواند باعث پراکندگی منابع و کاهش تمرکز مدیریتی شود. به گفته وی پروژهها باید مرحله به مرحله و بر اساس اولویت اقتصادی توسعه پیدا کنند و یک پروژه بتواند ظرفیت مالی و عملیاتی لازم برای پروژه بعدی را ایجاد کند.
این فعال اقتصادی با تأکید بر نقش بورس در شفافیت گفت: یکی از مزیتهای مهم ورود شرکتهای معدنی به بازار سرمایه، الزام به افشاء اطلاعات، گزارشدهی مستمر و پاسخگویی به سهامداران است. این موضوع میتواند کیفیت تصمیمگیری را افزایش دهد و از سرمایهگذاریهای غیراقتصادی جلوگیری کند. در واقع بازار سرمایه میتواند به ابزاری برای نظارت بیرونی بر تخصیص منابع تبدیل شود.
به گفته وی سرمایهگذاران در بازار سرمایه به دنبال بازده پایدار، جریان نقدی قابل پیشبینی و مدیریت ریسک هستند؛ بنابراین شرکتهای معدنی باید بتوانند برنامه توسعه خود را با زبان اقتصادی و شفاف توضیح دهند. در چنین فضایی صرف حضور در صنعت معدن یا اعلام افزایش ظرفیت، دلیل کافی برای جذب سرمایه نیست.
مدیریت ریسک و حفظ اختیار آینده
وی مدیریت ریسک را بخش مهمی از استراتژی توسعه دانست و گفت: توسعه بدون مدیریت ریسک میتواند خطرناک باشد. یکی از اصولی که باید در شرکتهای سرمایهبر رعایت شود؛ این است که تمام منابع شرکت به صورت همزمان وارد چند پروژه نشود و شرکت همیشه توان واکنش به تغییرات بازار را حفظ کند.
وی این موضوع را «حفظ اختیار آینده» نامید و توضیح داد: یعنی امروز توسعه کنیم، اما تمام ظرفیت مالی و مدیریتی خود را مصرف نکنیم؛ ممکن است دو یا سه سال دیگر فرصت بهتری در صنعت معدن ایجاد شود و اگر امروز همه منابع متعهد شده باشد؛ امکان استفاده از آن فرصت از بین میرود. به گفته وی یکی از مهمترین وظایف مدیریت، تخصیص صحیح سرمایه سهامداران است و گاهی بهترین تصمیم یک مدیر؛ انجام ندادن یک سرمایهگذاری است.
کیفیت تصمیمگیری؛ مزیت رقابتی آینده
این فعال بازار سرمایه در پاسخ به این پرسش که آیا توان تخصیص سرمایه میتواند مزیت رقابتی آینده باشد، گفت: همه شرکتهای معدنی ماشینآلات میخرند، کارخانه میسازند و تولید میکنند؛ تفاوت اصلی در کیفیت تصمیمات مدیریتی شکل میگیرد. اینکه چه پروژهای انتخاب شود، چه زمانی اجرا شود، چگونه تأمین مالی شود و چه میزان بازده داشته باشد؛ میتواند تفاوت بزرگی در نتیجه نهایی ایجاد کند.
به گفته وی تقویت نظام تصمیمگیری که سرمایه را به سمت بهترین فرصتهای اقتصادی هدایت کند؛ خود به یک دارایی نامشهود مهم تبدیل میشود.
آینده؛ داراییهای باکیفیت و مقاوم در برابر تغییرات بازار
وی درباره آینده مجموعه های بزرگ صنعتی و معدنی کشور گفت: تصویر مطلوب، شرکتی است که داراییهای باکیفیت داشته باشد، چند موتور واقعی خلق ارزش ایجاد کرده باشد، هزینههای خود را مدیریت کند، پروژههای توسعهای را با انضباط اجرا کند و در برابر تغییرات بازار مقاوم باشد.


















