به گزارش اقتصاد ملت به نقل از روابط عمومی شرکت سنگ آهن مرکزی ایران؛ این گزارش روایت مادرانی است که نقش مادری را در کنار مسوولیت های تخصصی خود با استقامت و تعهدی تحسین برانگیز همراه کرده اند. آن ها میان غبار معدن روشن ترین تصویر زندگی اند و حضورشان تعریف تازه ای از قدرت و مهربانی به جهان می بخشد.

افزایش سرمایه ۸۱ درصدی پاکسان تصویب شد
مجمععمومی فوقالعاده شرکت پاکسان با تصویب افزایش سرمایه ۸۱درصدی این شرکت، گام دیگری در مسیر تقویت ساختار مالی و توسعه





















میابی نژاد: سپردن کودکم به مهد سخت ترین لحظه در دوران کاری ام بود
دلم میخواهد یک چای قندپهلو برای خودم بریزم، در گوشهای آرام بنشینم و به موفقیت فرزندانم فکر کنم؛ این بهترین هدیهای است که میتوانم به خودم بدهم.
این جملهی ساده، اما عمیق، خلاصهای از نگاه مینا میابینژاد است؛ زنی که ۳۲ سال از عمر خود را در معدن گذرانده و امروز مادر دو فرزند است.
او میگوید: معدن برای من تنها یک محل کار نیست؛ «وطن دوم» است. جایی که سالهای کودکی و نوجوانیام در میان صدای ماشینآلات و ریتم منظم فعالیتهای صنعتی شکل گرفته.
او تعریف میکند: “در کودکی همراه خانواده به بافق آمدیم و در شهرک مسکونی سنگآهن ساکن شدیم. سال ۱۳۷۰ بود که وارد شرکت سنگآهن شدم و سالهای فعالیتم را آغاز کردم. در همین شهر خانواده تشکیل دادم و الان مادر دو فرزند هستم.“
او نخستین تجربه مادری خود را چنین توصیف میکند: ” اولین بار که فرزندم را دیدم تنها نگران سلامتی او بودم. ذوق زیادی داشتم؛ حس میکردم خدا یک فرشته به من هدیه داده است. “
اما این شادی آغاز مسیر دشواری بود که بسیاری از مادران شاغل با آن مواجهاند.
“آن زمان مرخصی زایمان سه ماه بیشتر نبود. هنوز توان کافی نداشتم و کودکم بسیار کوچک بود. با وجود این، مجبور بودم به کار بازگردم. هر روز که او را به مهد میسپردم، صدای گریهاش تا ساعتها در گوشم میماند. همکارانم میگفتند نگران نباش، اما دلم آرام نمیگرفت.یادم است زمان شیردهی که می شد میخواستم به سویش پرواز کنم. “
به اعتقاد او، مهمترین ویژگی مادری، مراقبت همهجانبه از خانواده است: “پدر و مادر همهچیزِ یک کودک هستند. مادر باید مراقب همه باشد و در عین حال از خود نیز مراقبت کند تا بتواند نقش مادری را بهدرستی ایفا کند.“
خانم میابی نژاد معدن را با استعارهای روشن توصیف میکند:” معدن برای من مانند مادر است. درست است که در اینجا به دنیا نیامدهام، اما اینجا مانند زادگاه من است؛ محلی امن و وطن دومم. »
او از مادر خود هم با احترام یاد میکند:” مادرم زنی فداکار است؛ هیچگاه خم به ابرو نمی آورد و از خطاهای ما میگذشت. اگر قرار بود تهدید کند تنها میگفت: به پدرتان میگویم. حالا که خودم مادر شدهام، بیشتر بزرگی کارهایش را درک میکنم. “
خانم میابی نژاد در زمینه تربیت فرزندان هم بر مسؤولیتپذیری، نظم و شناخت خودِ واقعی تأکید دارد:
“میخواهم فرزندانم همیشه به یاد داشته باشند که مسوولیت کارهایشان را بپذیرند. زندگی شوخی نیست و باید امور را درست و بهموقع انجام داد. “
او از لحظات کوچک اما شیرین زندگی نیز یاد میکند:” گاهی پسر کوچکم با یک لیوان آب از من پذیرایی میکند و همین رفتار صادقانه ، خستگی یک روز کامل را از تنم بیرون میبرد.“
مینا با نگاهی آرام و دلنشین میگوید: هدیهای که به خودم میدهم همین آرامش کوتاه است؛ چای میریزم، مینشینم و به موفقیت فرزندانم فکر میکنم. این بهترین هدیهای است که میتوانم داشته باشم.
خدمت: مادری جمع اضداد است
طیبه خدمت، از نسل مادرانی است که میان سختیهای کار در معدن و مسئولیت مادری، راهی از صبر و تعادل ساخته است. او از سال ۱۳۸۸ فعالیت خود را آغاز کرده و امروز مادر دو فرزند است.
او معتقد است تولد فرزند نوعی تولد دوباره برای مادر است:” انگار همه سختیهایی که قبل از آن داشتیم، با به دنیا آمدن بچه از وجود آدم بیرون میرود؛ انگار خودت هم دوباره و از نو متولد میشوی اما این بار با کوله باری از تجربه.”
او از لحظاتی یاد میکند که مادر شاغل مجبور است از برخی موقعیتهای کاری چشم بپوشد تا به فرزند برسد.در مقابل، بعضی لحظههای کوچکِ روزمره که مادران خانهدار تجربه میکنند از او گرفته میشود: بدرقه صبحگاهی، استقبال پس از مدرسه، یا همراهیهای ساده اما پرارزش…” اینها حسرتهایی است که مادران شاغل، بیصدا از دست میدهند.“
با لبخند میگوید: دخترم همیشه دوست دارد من او را به مدرسه ببرم، اما برای من که مجبورم صبح ها زودتر از او در محل کار حاضر باشم این امکان وجود ندارد برای همین است که فکر می کنم بچهها بیشتر دوست دارند مادر خانهدار داشته باشند.
او بر استقلال کودکان تأکید دارد و می گوید: بچهها مال ما نیستند؛ هویت مستقل دارند. ما باید محبت بیچشمداشت را به آنها هدیه بدهیم و در عین حال بپذیریم که انسانهایی مستقل از ما هستند.
او شیفت مادری را بسیار سختتر از شیفت کاری میداند:” در کار، وظایف مشخص است و میتوان بهخوبی انجامشان داد؛ اما در مادری همیشه فکر میکنی آیا کافی بود؟ کاری هست که باید انجام میدادم؟ در واقع می شود گفت که هیچ گاه از خودت رضایت نداری و سرعت تغییر نسلها هم این مسئولیت را دشوارتر میکند.“
خانم خدمت معدن را ” یک موجودیت طبیعی بسیار پیچیده و سخت ” توصیف میکند و مادر را “جمع اضداد” می داند. او می گوید: گاهی نمیدانی محبت بهتر است یا سختگیری. همیشه میخواهی بهترین را برای فرزندت داشته باشی، اما نمیدانی مرز درست دقیقا کجاست.
او از مادر خود با احترام یاد میکند و می گوید: بعد از به دنیا آمدن فرزندانم مادرم زحمت نگهداری از آن ها را کشید. هیچوقت یادم نمیآید خم به ابرو آورده باشد و من همیشه قدردان او هستم.
او جملهای هم صمیمانه خطاب به مادرش می گوید: امیدوارم خدا شرایطی فراهم کند که در عین بینیازی ات، بتوانم ذره ای از زحماتت را جبران کنم.
خانم خدمت که یکی از پر مشغله ترین مادران معدنی است برای روز مادر یک روز خلوت به خودش هدیه میدهد و در پایان با جملهای تأملبرانگیز میگوید: بزرگی می گفت دنیا به تعداد فرزندانتان از شما گروگان دارد… مادری حسی است که لحظه به لحظه انسان را رشد میدهد؛ رنجی شیرین که هیچ چیز دیگر جای آن را نمیگیرد.
طلایی: هرگز از مادری خسته نشوید
حلیمهخاتون طلایی، ۱۸ سال از عمر خود را در معدن گذرانده است. مادری که فرزندش را از دست داده و این غم بزرگ، تبدیل به بخش جداییناپذیر زندگی او شده است.
او نخستین لحظه دیدار با دخترش را هرگز فراموش نمیکند:“چند نوزاد را آوردند اما من قبل از اینکه فرزندم را به سمت من بیاورند بلافاصله بچهام را شناختم. گفتم این دختر من است و او را در آغوش کشیدم.”
دخترش دانشجوی ترم دوم دانشگاه یزد بود؛ حلیمه خاتون با صبوری می گوید: تقدیر چنین رقم زد که در نیمه راه، خدا او را در آغوش خود بگیرد.
او مهمترین ویژگی مادری را عشق و فداکاری میداند: “مادر در وجود فرزندش ذوب میشود.”
با الهام از دکتر شریعتی میگوید: زن اگر پرنده باشد طاووس است و اگر حشره باشد پروانه… زنها همیشه مادرند؛ از دوران کودکی برای عروسکهایشان مادرند، برای خواهر و برادر، برای همسر و وقتی مادر میشوند، تمام عشقشان را نثار فرزند میکنند.
او از درد زایمان به عنوان شیرینترین درد جهان یاد میکند:“زن در لحظه تولد فرزند، دردی برابر با شکستن ۳۲ استخوان را تحمل میکند اما بعدها آن را شیرینترین لحظه زندگی مینامد.”
برای او معدن نماد سختی، تلاش، صورت آفتاب سوخته و دستان پینهبسته است و مادر نماد مهر، لطافت و زیبایی.
خانم طلایی شیفت مادر بودن را همیشه شیرین می داند و می گوید: مادری کردن همیشه لذت بخش است حتی در سختترین لحظات.
او از مادر خود هم با عشق یاد میکند:” شیرینترین لحظه عمرم بوسیدن دست و حتی کف پای مادرم بوده است.”
منصوریان: دلم برایت تنگ شده مادر
زینت منصوریان از سال ۱۳۸۵ وارد شرکت شده و امروز مادر سه فرزند است.او حس مادر شدن را بسیار خوب توصیف می کند و می گوید: مادری تنها مراقبت ظاهری نیست؛ مادری یعنی مسئولیتی بزرگ.مادر باید از نظر جسمی، ذهنی، عاطفی، اخلاقی و اجتماعی فرزند خود را کامل کند. اگر همه اینها را انجام دهد، میتواند بگوید من مادر هستم.
او می گوید: بچهها همیشه مادر خانهدار را ترجیح میدهند، اما اگر مادر مسائل کاری را وارد خانه نکند، همه چیز قابل مدیریت است.
خانم منصوریان معتقد است شاغل بودن یا مادری کردن هیچ کدام سخت نیست اگر واقعا هر دو نقش را دوست داشته باشیم و با دل و جان انجام دهیم.
او معدن را تلاش و کوشش و مادر را مهر و محبت تعریف میکند و با بغضی در گلو می گوید: دو سال است که مادرم را از دست دادهام و از وجودش محرومم… مادرم سراسر مهر بود و از هیچ خوبی برای ما دریغ نمی کرد. او همیشه میگفت الهی در زندگی خیر ببینی و بچههایت نیکبخت شوند و من امروز موفقیت بچههایم را مدیون دعاهای او هستم.
او از همه کسانی که پدر و مادرشان در قید حیات هستند می خواهد که قدر پدر و مارد را بدانند. “هیچ وقت هیچ کس پدر و مادر نمی شود. اگر هر کاری دارید کنار بگذارید و هر روز به پدر و مادر خود سر بزنید و دست و رویشان را ببوسید.”
خانم منصوریان میگوید: وقتی سر مزار مادرم میروم و مزارش را میبوسم، حس میکنم مادر دارم… این بزرگترین هدیه برای من است و خطاب به مادرش با گریه می گوید: خیلی دلم برایت تنگ شده؛ کاش کنارم بودی و میتوانستم در آغوشت بگیرم.
کریمی: دوست دارم بهترین هدیه را به فرزندانم بدهم
خدیجه کریمی مبارکه، ۲۹ سال سابقه کار در معدن دارد و مادر سه فرزند است.
او هم لحظه سپردن کودکش به مهد را سخت ترین لحظه فعالیتش در معدن می داند و می گوید: وقتی برای اولین بار او را به مهد سپردم، روز بسیار سختی بود. به دلیل شرایط کاری، تنها یک ماه مرخصی داشتم و جدایی از فرزندم واقعا برام سخت و دشوار بود.
به باور او مادری آنقدر زیبا و دلنشین است که قابل بیان نیست. ” مادری کردن لذت بخش ترین کار دنیاست.”
خانم کریمی مادر را تکیهگاه، سنگ صبور و پشتیبان همیشگی میداند و می گوید: هیچ چیز در کنار بچه ها سخت نیست برای همین من شیفت کاری را سخت تر از مادری کردن می دانم.
او معتقد است بچه ها وقتی هنوز بچه هستند دوست دارند مادر خانه دار داشته باشند اما وقتی بزرگ می شوند از این که مادرشان در جامعه فعال بوده و موقعیت اجتماعی دارد به او افتخار می کنند.
در نگاه او مادری که شاغل است، نباید اجازه دهد امنیت و آرامش خانه خدشهدار شود. خانه باید گرم، آراسته و غذای بچهها آماده باشد. مادری همیشه مقدم بر کار است.
او از حمایت های همسرش هم قدردانی میکند و می گوید: همسرم همیشه پشتیبانم بوده و در هیچ مرحلهای تنهایم نگذاشته است. خانم هایی که حمایت همسرشان را داشته باشند آرامش دارند و می توانند مسوولیت های خود را به خوبی به انجام برسانند.
او درباره هدیه ای که دوست دارد هم می گوید: دوست دارم بهترین هدیه را به بچههایم بدهم؛ هدیهای از جنس عشق و حمایت.
کارگران: حس مادری وصف نشدنی است
منصوره کارگران، با ۲۳ سال سابقه در آزمایشگاه شیمیِ چغارت، مادری است که حس مادری را این گونه توصیف می کند: “وصف نشدنی است.”
او مادری را فداکاری، از خودگذشتگی و دوست بودن با فرزند تعریف میکند و باور دارد که شیفت کاری سخت تر از مادری کردن است.
او درباره سخت ترین لحظه ای که در شرکت تجربه کرده است هم می گوید: این لحظه مربوط به زمانی است که بچه ها کوچک بودند. برایم جدایی از آن ها سخت بود. با این که فرزندان من پیش مادربزرگشان بودند و خیالم از این بابت راحت بود اما برای یک مادر همیشه جدایی از فرزند سخت است.
خانم کارگران از مهربانیهای مادرش هم یاد میکند:” مادرم لبریز از مهر و محبت است. مادرم همیشه وقتی از دانشگاه به خانه اش می رفتم بهترین غذاها را برایم میپخت و همیشه پشتیبانم بود. همیشه ممنون زحماتش هستم .
او درباره هدیه ای که به خودش می دهد هم میگوید: بزرگترین هدیه برای من، سلامتی فرزندانم است. برای من همین کافی است.