به گزارش اختصاصی پایگاه خبری اقتصاد ملت؛ زرندی سخن خود را بر یک اصل جهانی بنا نهاد: تحول دیجیتال، زمان و قواعد حکمرانی را دگرگون کرده است. فرآیندهایی که زمانی یک دهه طول میکشید؛ امروز با کمک هوش مصنوعی در چند هفته انجام میشود. تصمیمسازیها سریعتر از همیشه، پیچیدهتر از همیشه و حیاتیتر از همیشهاند. کشورهایی که مدلهای قدیمی اداره را حفظ کنند؛ زودتر از آنچه میپندارند از گردونه رقابت حذف خواهند شد. پیام این بخش روشن بود: فرصت تأخیر دیگر وجود ندارد؛ حرکت به سمت حکمرانی دیجیتال نه مزیت؛ بلکه شرط بقاست.
بر بستر این تصویر جهانی، زرندی از فولاد مبارکه سخن گفت؛ نه به عنوان کارخانهای در جغرافیای اصفهان، بلکه به عنوان اکوسیستمی ملی با ۱۴۰شرکت، ۷۰هزار نیروی انسانی و حضور در زنجیرههای معدن، انرژی، آب، برق و صنایع پاییندستی. چنین مقیاسی، مدیرعامل را به این گزاره صریح رساند: «فولاد مبارکه امروز شریک دولت در حکمرانی و سیاستذاری است.» این جمله هسته اصلی سخنرانی بود؛ جملهای که نشان میدهد صنعت دیگر فقط تولید نمیکند؛ بلکه سیاست میسازد، نظم میدهد و در توسعه مشارکت میکند.
این نقش تازه نه خواسته سازمان؛ بلکه پیامد شرایط کشور است. در روزگاری که چالشها ملیاند – از انرژی تا استانداردهای بینالمللی، از آب تا پایداری محیطی – بنگاههای بزرگ ناچارند فراتر از مرز کارخانه عمل کنند. پروژه انتقال آب از دریا نمونهای از این مشارکت است؛ راهحلی که یک مشکل تاریخی را تبدیل به دستاوردی استراتژیک کرد. چنین اقدامی فقط مدیریت آب نیست؛ بلکه مصداق حکمرانی صنعتی است.
در کنار فرصتها، زرندی به یکی از بنیادیترین ضعفهای حکمرانی صنعتی اشاره کرد: فقدان انسجام سیاستی. حدود پنجاه نهاد و بیش از صد زیرمجموعه در حوزه صنعت تصمیمسازی میکنند. این تکثر، نه نشانه مشارکت؛ بلکه علامت پراکندگی است؛ سیاستهای متضاد، سردرگمی تولیدکننده و ناتوانی در برنامهریزی پایدار.
سخنرانی مدیرعامل گروه فولاد مبارکه در کنفرانس بینالمللی مدیریت نه یک گزارش عملکرد سازمانی؛ بلکه روایت یک گذار استراتژیک بود؛ گذار از منطق تولید صنعتی به منطق حکمرانی در عصر دیجیتال. لحن بیان، زبان دادهها و گزارههای کلیدی همه بر این نکته تأکید داشت که صنعت امروز دیگر صرفاً عرصه تولید نیست؛ بلکه بخشی از سازوکار اداره کشور است. در این نگاه تازه فولاد مبارکه فقط یک واحد صنعتی نیست؛ بلکه بازیگری با ظرفیت ملی است که نقش آن فراتر از کارخانه و نزدیک به «حاکمیت» تعریف میشود.
زرندی سخن خود را بر یک اصل جهانی بنا نهاد: تحول دیجیتال، زمان و قواعد حکمرانی را دگرگون کرده است. فرآیندهایی که زمانی یک دهه طول میکشید، امروز با کمک هوش مصنوعی در چند هفته انجام میشود. تصمیمسازیها سریعتر از همیشه، پیچیدهتر از همیشه و حیاتیتر از همیشهاند. کشورهایی که مدلهای قدیمی اداره را حفظ کنند؛ زودتر از آنچه میپندارند از گردونه رقابت حذف خواهند شد. پیام این بخش روشن بود: فرصت تأخیر دیگر وجود ندارد، حرکت به سمت حکمرانی دیجیتال نه مزیت؛ بلکه شرط بقاست.
بر بستر این تصویر جهانی، زرندی از فولاد مبارکه سخن گفت؛ نه به عنوان کارخانهای در جغرافیای اصفهان، بلکه به عنوان اکوسیستمی ملی با ۱۴۰شرکت، ۷۰هزار نیروی انسانی و حضور در زنجیرههای معدن، انرژی، آب، برق و صنایع پاییندستی. چنین مقیاسی، مدیرعامل را به این گزاره صریح رساند: «فولاد مبارکه امروز شریک دولت در حکمرانی و سیاستگذاری است.» این جمله هسته اصلی سخنرانی بود؛ جملهای که نشان میدهد صنعت دیگر فقط تولید نمیکند؛ بلکه سیاست میسازد، نظم میدهد و در توسعه مشارکت میکند.
این نقش تازه، نه خواسته سازمان؛ بلکه پیامد شرایط کشور است. در روزگاری که چالشها ملیاند – از انرژی تا استانداردهای بینالمللی، از آب تا پایداری محیطی – بنگاههای بزرگ ناچارند فراتر از مرز کارخانه عمل کنند. پروژه انتقال آب از دریا، نمونهای از این مشارکت است؛ راهحلی که یک مشکل تاریخی را تبدیل به دستاوردی استراتژیک کرد. چنین اقدامی فقط مدیریت آب نیست؛ بلکه مصداق حکمرانی صنعتی است.
در کنار فرصتها، زرندی به یکی از بنیادیترین ضعفهای حکمرانی صنعتی اشاره کرد: فقدان انسجام سیاستی. حدود پنجاه نهاد و بیش از صد زیرمجموعه در حوزه صنعت تصمیمسازی میکنند. این تکثر، نه نشانه مشارکت؛ بلکه علامت پراکندگی است. سیاستهای متضاد، سردرگمی تولیدکننده و ناتوانی در برنامهریزی پایدار. پیام او تلخ اما واقعی بود: بدون وحدت فرمان، رشد صنعتی ممکن نیست. اصلاح حکمرانی، نه توصیه دانشگاهی؛ بلکه ضرورت بقاست.
در سطح بینالمللی، فشارها رو به افزایش است. اتحادیه اروپا اعلام کرده است که از ۲۰۳۰ فولاد بدون گرید استاندارد اجازه ورود ندارد. افزایش هزینه انرژی از ۲۵هزار میلیارد تومان به ۶۰هزار میلیارد تومان نیز نمونهای از تهدیدهای اقتصادی است. پاسخ فولاد مبارکه به این شرایط نه عقبنشینی؛ بلکه سرمایهگذاری در هوشمندسازی، بهرهوری و فناوریهای مبتنی بر داده است. این مسیر از نظر زرندی تنها راه عبور از ابرچالشهاست.
سخنرانی مدیرعامل فولاد مبارکه در واقع یک پیشنهاد نظری برای آینده بود: اقتصاد و حکمرانی از یکدیگر جدا نیستند. توسعه ملی، دیگر محصول تصمیم دولت به تنهایی نیست؛ بلکه نتیجه مشارکت بازیگران قدرتمند صنعتی است. نقش فولاد مبارکه در این مدل یک نقش جدید و تعریف شده است: تولید، سیاستذاری و پایداری در کنار هم.
جمعبندی وی نقطه اوج سخنرانی بود: «مسیر آینده ما بدون هوشمندسازی، اصلاح سیاستها و مشارکت ملی ممکن نخواهد بود.»
این جمله برآیند یک نگاه استراتژیک است؛ نگاهی که فولاد مبارکه را نه یک واحد صنعتی؛ بلکه یک نهاد حکمرانی در دل صنعت ایران ترسیم میکند.
معصومه صالحی





















